جستجوی این وبلاگ

۱۳۸۹ آبان ۹, یکشنبه

نيروگاه برق راغون تاجکستان مرتفع ترين نيروگاه در جهان


ارتفاع سطح نيروگاه راغون 335 متر است. اين بلندترين نيروگاه در سطح دنيا مي باشد. در مجموع ظرفيت توليد 3600 ميگاوات برق را داراست، سالانه بيش از سيزده مليارد کيلوات انرژي توليد مي نمايد. پروژة تمديد لاين از بند راغون تاجکستان به کشور افغانستان و پاکستان در جريان بازسازي بوده و عنقريب تکميل خواهد شد. عبدالفيض عطايی جنرال قنسل جمهوری تاجکستان در کندز با ابراز مطلب متذکره علاوتاً اضافه نمود که: "با اکمال اين پروژه يک هزاز و پنجصد ميگاوات برق از افغانستان ترانيزت می گردد که سيصد ميگاوات برق آن براي افغانستان و متباقي براي ايران و پاکستان صادر خواهد شد، گفتنی است که از ترانينزيت اين برق افغانستان بيشترين نفع را خواهد برد."

شتراون ستيونسن (Struan Stevenson) وکيل پارلمان اروپا، نمايندة شخصي و رييس برحال (OSCE) در قزاقستان در رابطه به مسايل ايکولوژي و محيط زيست در آسياي مرکزي، عضو گروه کانسرواتيف در پارلمان اروپا و رييس گروه پارلماني اروپا در رابطه به تغيير يابي اقليم گوناگون نوع بيالوژي و رشد استوار به تازه گی به جمهوری تاجکستان سفر و در رابطه به منابع آبی و زير زمينی آن کشور تحقيق و با سران مربوطه ملاقات های داشته است. آقای شتراون بعد از ديدار و جمع آوری معلومات، نوشتة را تحت نام تاجکستان پيش قدم است نگاشته است که در زير می خوانيد.

تاجکستان پيش قدم است
تاجکستان همچون هميار کليدي ستراتيژي اروپا و غرب در آسياي مرکزي ميتواند نقش مهمي را بازي کند. من اين نقطه نظر را در نامه هاي خود به ريس پارلمان اروپا جناب "ييژي بوزيک" و صدر اعظم شاهي بريتانياي کبير و ايرلند شمالي "ديويد کاميرون" از نتيجه سفر که چندي قبل به اين ديار دلپذير آسياي مرکزي داشتم ابراز نمودم.

اينجانب به حيث نمايندة ويژة دفتر رييس برحال "سازمان امنيت و همکاري اروپا در رابطه به مسايل ايکولوژي و محيط زيستي"، در نيمة ماه سپتمبر سال روان به مقصد ديدار با وزير خارجة جمهوري تاجکستان همراه خان ظريفي و وزير انرژي و صنعت شير عل گل از تاجکستان زيبا بازديد به عمل آوردم.

ضمن اين سفر به من ضمينة ديدار و ملاقات با رييس مجلس نماينده گان مجلس عالي "شکورجان ظهوروف"، رييس کميتة محيط زيست "خرسند مراد ذاکروف"، معاون اول وزير آب "سلطان رحيموف" ميسر گرديد. همزمان از مواضيع تأثير بخش و دلنشيني مانند نيروگاه برق آبي "نارَک" و نيروگاه برق آبي "راغون" در بالا آب درياي وخش ديدن نمودم.

تاجکستان بعد از بدست آوردن استقلال جنگ شهروندي را پشت سر گذشتانده، ساخت دولتداري ديموکراسي موثر را بنياد نمودکه آن براي دولت هاي منطقه يک الگو و نمونة برجسته محسوب مي گردد. تاجکستان در زمينة حقوق بشر به کاميابي هاي بيشماري نايل گرديده است. اين کشور از نظر اقتصادي در رديف کشورهاي ضعيف به حساب مي آيد، مگر داراي اقتدار کاري در جهت توليد و استخراج معادن زير زميني و ذخيره هاي آبي مي باشد، و اين کار سرماية بزرگ را مي طلبد.

تاجکستان با موقعيت جغرافيايي خود از جمله با کوه هاي سر به فلک کشيدة پامير که معروف به "بام دنيا" هست، و سرحد مشترک با کشورهاي افغانستان، ايران و ممالک آسياي مرکزي، براي غرب از کشورهاي مهم استراتيژک در منطقه محسوب مي گردد.

فعال شدن حرکت تخريب کارانة طالبان در کشور همساية افغانستان و ادامة درگيري و خونريزي ها، موجوديت پناه گاه هاي کوهستاني تروريستان در پاکستان. سعي و تلاش ايران براي گسترش اهداف و مفکوره هايش در منطقه، ترافيک و قاچاق غير قانوني مواد مخدر که به يک پديده معمول در منطقه مبدل شده است، با وجود موجوديت اين همه مشکلات و نا بساماني ها، اين هويداست که به شرافت رهبري متين و با درايت رييس جمهور امام علي رحمان، تاجکستان در ساية امن و ثبات قرار گرفته است، چنانچه در صف مقدم عليه مواد مخدر و تروريزم مبارزه مي نمايد. به همين منظور است که گفته مي توانيم تاجکستان هم پيمان کليدي و ستراتيژيک غرب در منطقه است. تاجکستان در تأمين ثبات سرتاسري در اين منطقة نا امن نقش بارزي دارد.

در نتيجة استفادة مثمر ذخيره هاي بزرگ آب هاي داخلي، تاجکستان در آيندة نزديک مي تواند ضروريات داخلي قوة برق را کاملاً تأمين نموده همزمان صادرات آنرا به کشورهاي همسايه راه اندازي کند. خط انتقال برق 500 کيلو وات که تاجکستان و افغانستان را به هم پيوند ميدهد در حال اعمار مي باشد، انتقال قوة برق تاجکستان به افغانستان که به گرداب جنگ فرورفته است، در برقرار نمودن صلح پايدار و بازسازي اقتصادي افغانستان سهم ارزنده خواهد گذاشت.

مسايل مربوط به آب به سرچشمه نزاع شديد در مناسبت هاي دولت هاي بالا آب و پايان آب آسياي مرکزي مبدل گشته اند. در اين زمينه بنياد ذخيرة آب راغون در بالاي درياي وخش محور اختلاف قرار گرفته است. اقتدار توليد قوة برق در نيروگاه برق آبي راغون بعد از استفادة مکمل آن 3600 ميگاوات را تشکيل خواهد داد.

بيشتر از 45 مايل نقب هاي زير زميني ساختمان در زمان شوروي سابق ساخته شده اند، در عين حال براي وصل توربين ها نزديگ 5000 کارگر شب و روز به ساختمان زير زميني ميدان فراخ مشغول اند. نيروگاه برق آبي راغون با سربند به بلندي 335 متر در وادي نشيبي تنگ درياي وخش از سنگ و گل ساخته مي شود. من از راغون بازديد نموده ام و از ديدن آن تأثيرات خيلي نيک پيدا کرده ام که به خصوص ازبيک ها از اين ساختمان اظهار نگراني دارند، زيرا اين سربند در زمين لرزة شديد استوار نمي باشد و براي کشورهاي پايان آب به ويژه ازبکستان صدمه وارد مي نمايد.

کارشناسان آلماني و پاکستاني از جانب بانک جهاني براي آموزش و تطبيق لايحة نيروگاه برق آبي راغون جلب شده اند، نتيجة تطبيق نهايي اين لايحه در سال 2011 به اتمام خواهد رسيد. پس از آمدن به تاجکستان اطمنان حاصل نمودم که، ساختمان لايحة نامبرده بي خطر بوده و اهميت مهم منطقوي دارد. 95 فيصد قوة برق در تاجکستان از نيروگاه هاي برق آبي توليد مي گردد. خط هاي بلند ولتاژ انتقال برق براي صادرات آن به کشورهاي همجوار از قبيل افغانستان و پاکستان در حال ساختمان مي باشد.

تکميل ذخيرة جديد نيروگاه برق آبي راغون براي فعاليت مکمل آن در طول ده سال برنامه ريزي شده است. اما تاجکستان به همسايه هاي در پايان آب اطمنان ميدهد، همان مقدار آبي را که آنها از "آمو دريا" و "سير دريا" عين زمان استفاده مي برند، تأمين خواهد نمود. تاجکان تأکيد مي نمايند که نظام جديد سربندها، اداره و مديريت مثمر ذخيره هاي آبي را به نفع همگان فراهم مي آورد. شصت در صد آب منطقة آسياي مرکزي از تاجکستان سرچشمه مي گيرد. تاجکان ابراز ميدارند که هيچگاه مجراي آب را به همسايه گان پايان آب محدود نخواهد کرد. نيروگاه برق آبي راغون سرچشمة نيروي ارزان و از لحاظ محيط زيستي تازه است که هم ضروريات تاجکستان و هم ضروريات کشورهاي همسايه (افغانستان و پاکستان) را با قوة برق تأمين خواهد کرد.

لايحة متذکره براي تمام آسياي مرکزي که احتياج روز افزون به نيروي برقي دارند وسيلة مؤثر حل اين مشکلات خواهد شد. در همگرايي استقرار استفاده استراتيژي ذخيره هاي آبي در کشورهاي پايان آب با استفاده از "آب انبارها" و نظام آبياري کم مصرف قطره يي، دلايل تقسيمات ناعادلانة ذخيره هاي بي بهاي آسياي مرکزي را رفع نموده، نه تنها باعث تهديد به همسايه ها نيست، بلکه آيندة درخشان وادي فرغانه را تأمين مي نمايد.

با در نظرداشت، اقتدار تأمين نمودن اهالي خود و دولت هاي همجوار با آب و نيرو، تاجکستان در جادة مديريت و برنامه ريزي ذخيره هاي آبي آسياي مرکزي پيش قدم است، اقدام و کوشش هاي تاجکستان سزاوار تحسين و دستگيري غرب مي باشد.

برگردان از سريليک به دری (فارسی) توسط عبدالله رسولی

۱۳۸۹ آبان ۷, جمعه

افغانستان: دو منطق شکست


میخائیل پییاتروفسکی رئیس موزیم دولتی ایرمیتاژ، کاندید اکادمیسین اکادمی علوم روسیه در مطلب که در روزنامه «وریمیه نووستی» منتشر گردیده می نویسد:

در روی میز من دوسیه از ارشیف موزیم ایرمیتاژ و کتاب نو قرار دارند. دوسیه ارشیف حاوی مواد راجع به اماده ساختن اتاق های کاخ زمستانی برای پذیرایی از مهمان دولتی، پادشاه افغانستان شاه امان الله خان و پروتوکول مکمل در باره گشت و گذار او در سالون های ایرمیتاژ می باشد. امان الله خان متحد مهم روسیه شوروی بر ضد انگلیس بود که بعداً سرنگون گردید.

عنوان کتاب است –«افغانستان. حزب حاکم و اردو. 1978 – 1989». (М. Грани;ИРИ РАН,2009). مولف – و. س. خریستافوروف، دوکتور علوم حقوق، برید جنرال، مدیر اداره راجستر و فوند های ارشیفی روسیه.

در روسیه راجع به افغانستان کوه کتاب ها، در قدم اول راجع به زمان حضور نیروهای ما در انجا نوشته شده اند. یکی از تفاوت های قابل ملاخظه این کتاب از کتب دیگر در این است که این تحقیقات علمی با دستگاه دقیقا، تشکل یافته، تبصره های عاقلانه و تعداد عظیم معلومات می باشد. اسامی چهره های سیاسی، نام های جهات جغرافیایی، انواع سلاح ها، اسناد افغانی و شوروی، نمرات جزو تام های نظامی در متن به وفور ریخته شده، ولی انها فهرست بی هویت نبوده، بلکه شیماهای فعال می باشند که حوادث را بصورت برجسته نشان میدهند.

مولف نه تنها افغانستان را می شناسد. او حتی قبلآً ازمون حق نوشتن ان را سپری گرده است. مولف – افسر – مترجم و دانشمند می باشد. اودر باره اوضاع در افغانستان از گزارش های ادارات استخباراتی، معاشرت با شخصیت های بلند پایه و مردم عام افغانستان و تجارب چندین ساله شخصی اگاهی دارد. زمانیکه کتاب راجع به حوادث درافغانستان را میخوانی، دلچسپ تر از همه خود انکشاف حوادث نه ، بلکه توامیت عوامل مختلف و واقعیت های تاریخی می باشد. حالا همه درک کردند که بهتر است خود را در افغانستان درگیر نساخت. سه جنگ افغان و انگلیس بر بیروی سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی، نظریه پردازان و " الهام دهندگان" مداخله در افغانستان تاثیر نکرد. همچنان تجربه افغانستان بر امریکایان نیز تاثیر نکرده است. بژیزینسکی به "ویتنام شوروی " خوشی میکرد. امریکا با " افغانستان امریکایی" دست به گریبان شد. اوضاع تقریباً مشابه است – تلاش اعمار چیزی که اعمار ان در سرزمین بیگانه ناممکن می باشد: یا " دولت کمونیستی"، و یا " دموکراتیک". در اینجا شباهت عجیب شیوه های برخورد مشاهده میشود. عین ناگزیری ورود نیروها، عین مکلفیت ایدیولوژیکی انجام این کار، عین نادیده گرفتن کارشناسان واقعی خود، نادیده گرفتن مشابه عنعنات، طرز زندگی و تاریخ کشور دیده میشود.

واسیلی خریستافوروف توانایی فورمولبندی عمیق را دارا می باشد. او می نویسد: " برخورد سبکسرانه نسبت به احساسات مذهبی و ملی از طرف رهبری افغانستان بعد از کودتای ماه اپریل سال 1978 نه تنها به برخورد نظامیان افغان نسبت به خدمت ، بلکه بخش اعظم مردم نسبت به تحولات حکومت انقلابی اثرات منفی بجا گذاشت". خود افغانها سبک " گارد سفید" را فرا گرفتند. انها تسلسل خوب معلوم انقلابات ملی – کودتا، انشعاب در بین پیروزشدگان، کودتای نو، انشعاب نو، اپوزیسیون نیرومند ملی، بازهم انشعاب، کمک خارجی، حضور نظامی دولت خارجی، بنبست، مذاکرات بین المللی و شکست رژیم انقلابی را فعال ساختند. قصه در اثر تحت عنوان" افغانستان. حزب حاکم و اردو" : از هجوم بر قصر داود تا هجوم بر قصر امین و محاصره نمایندگی سازمان ملل متحد، جای که نجیب الله پنهان شده بود، به همین منوال ادامه دارد.

دو عنصر جامعه – اردو و مذهب - در روند تاریخی که از زمانه های انگلیسها ادامه دارد نقش مهم را بازی میکردند و میکنند. باید گفت، که در افغانستان قبل از انقلاب هیچکدام از این دو عنصر قوی نبود. اردو در جریان همکاری با شوروی تحکیم یافت. خریستافور به برازندگی خاص به اساس مشاهدات خود " پدیده جلال اباد" را تشریح میکند. بعد از خروج نیروهای شوروی نیروهای حکومتی افغان از همین نقطه کلیدی توانستند تهاجم اپوزیسیون را موفقانه و برای مدت زمان طولانی دفع نمایند. رهبران چیزهای را اموختند، چیزی شبه نسخه درست را یافتند. ولی ناوقت شده بود. اتحاد شوروی به رسمیت شناختن جناح دیگر در حال جنگ را اغاز نمود. تاکید بر خصوصیت ملی و اسلامی رژیم بیش از این به نجیب الله که مشاورین و استخبارت شوروی بر او حساب میکردند، کمک نمی کرد. مساله عمده این بود که اوضاع بین المللی تغییر کرد. اتحاد شوروی ضعیف گردید، از اینجا ( میخواهم از خود اضافه نمایم) و اروپای شرقی عقب نشینی کرد.

خریستافور همه حوادث را با در دست داشتن اسناد و خاطرات شخصی تشریح میکند. چیزهای زیادی را بصورت دقیق و روشن و بعضاً با ظرافت فورمولبندی میکند. بطور مثال، به این جمله پر محتوای راجع به هجوم بر قصر امین و سرنگونی او: " مقر امین کشته شده هنگام هجوم را اشغال کردند" و یا : " به عقیده وی. ای. کیرپیچنکو، در پیشا پیش حکایت کنندگان راجع به حوادث درافغانستان ( اندکی بالا "فراموش کردن همه چیزسفارش شده بود" م. پ.) ماموران اسبق کا.جی. بی. قرار گرفتند". تذکر این نقطه بجا به نظر میرسد که در کتاب در بین چهره های سیاسی خطرناک افغان و شوروی بصورت مختصر و غیر مستقیم، ولی بطور محسوس استادان استخبارات شوروی ای. کریوچکوف و وی. ای. کیرپیچینکو بطور خاص برجسته گردیده اند.

امروز همه تصور میکنند که اسلام به علت اساسی شکست اشغالگران، بیگانگان و مفکوره های بیگانه در افغانستان مبدل گردید. از قصه خریستافور دیده میشود، که این هم درست است و هم چنین نیست. عدم توانایی مقامات انقلابی در جلب اقشار پائین « مردم مذهبی»، نادیده گرفتن بی شرمانه طرز زندگی اسلامی، بازی با کلمات انقلابی نه تنها کتله های وسیع را از انقلاب و متحدین ان روگردان ساختند، بلکه از سبب همین گونه برخورد اسلام در افغانستان به چنین قوت سیاسی مبدل گشت که هیچگاهی نبود. افغانستان از ولایت جهان اسلام به مرکز و پایگاه تندروی مذهبی و مبارزه اسلامی شده سیاسی مبدل گشت.

انقلابیون افغانستان و مشاورین شوروی انها اصطلاحات اسلامی را نادیده گرفتند. کلمه "جهاد" را اپوزیسیون به کار گرفت و ان را به مقاومت مذهبی مبدل ساخت. قصور این همه و همچنان ناکامی نجیب الله که جهت اشتی تلاش میکرد، بر دوش نیروهای خارجی – شوروی و امریکا قرار دارد. هردوی انها بصورت نادرست محاسبه کردند که تا کدام اندازه باید نقش روز افزون مذهب در سراسر جهان مدنظر گفته شود و از ان استفاده کنند. برای امریکا بن لادن سمبول این اشتباه محسوب میشود.

دو واقعیت، تاریخی و معاصر، در حوادث افغانستان با هم گره خورده اند. زمانیکه رهبران شوروی فیصله تقریباً مجبورانه مداخله فعال در امور افغانستان را اتخاذ میکردند، انها از منطق توسعه جهانی نفوذ کشور سوسیالیزم پیروی میکردند. ولی انها به عین اندازه از منطق " بازی بزرگ" روسیه در اسیای مرکزی، منافع درست و یا نادرست درک شده روسیه در مناسبات با دول دیگر پیروی میکردند. منطق که به اساس ان شاه امان الله خان را در اتاق های ملکه امپراطور ماری الکساندروفنا در کاخ زمستانی جای دادند. این منطق تا به حال از ادراک ملی خودی ما به هیچ وجه از بین نه رفته است.

منبع: سايت فارسی.رو