جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۸ فروردین ۹, جمعه

وضع امنيتی در شمال و عوامل نا امنی‌ها


سايت خبری و هفته‌نامۀ افغانستان امروز حدود دو ماه قبل از سقوط شهر کندز به‌دست طالبان که بهتاريخ ۵ میزان ۱۳۹۴ بوقوع پيوسط؛ این تحلیل از من (عبدالله رسولی) را که آن زمان رييس شبکۀ مشارک نهادهای مدنی و هماهنگ کنندۀ میدیوتیک افغانستان در شمال کشور بودم، به‌نشر سپرده بود. اين نوشته بار ديگر در همين سايت خبری و هفته‌نامه، به بهانۀ حوادث داغ کندز (سقوط کندز به‌دست طالبان در ۵ میزان ۱۳۹۴ به‌دست نشر سپرده شد.
                                                                                                      عبدالله رسولی
                                                                                                      کندز، افغانستان، ۲۵ سرطان ۱۳۹۴
مردم مسئله را چگونه می بینند
شمال در آتش جنگ می‌سوزد و مردم روزهای نفس‌گیری را در این حوزه سپری می‌کنند. از آغاز سال روان هجری– خورشیدی تا این دم، هیولای نفرت انگیز جنگ هر نفس زوزه می‌کشد و آرامش مردم بیدفاع، زنان، کودکان و پیر مردان را سلب کرده است. این در حالی‌ست که مردم فکر می‌کنند، انتقال جغرافیای جنگ از جنوب به شمال و شمال‌شرق، یک استراتیژی جدید از سوی کشورهای حامی تروریزم و طالبانیزم در منطقه است و مخصوصاً دست دراز پاکستان در این میان کاملاً واضح و قابل دید می‌باشد.
به‌نظر می‌رسد که هیولای هراس افگنی (به باور آگاهان محلی طرح و برنامۀ ساخته شدۀ غرب) با ابزار قرار دادن طالبان و ملاهای محلی می‌خواهد در این حوزۀ کلان که مرزهای نزدیک با پاکستان، چین، تاجیکستان، اوزبيکستان و ترکمنستان دارد نیز دامن بگستراند و با فعاليت‌های هدفمندانه، راه نفوذ به آسيای ميانه را آسان‌تر جستجو نمايد.

عوامل نا امنی و کشیده شدن پای هراس افگنان به شمال
نظريات متفاوتی نسبت به انتقال گستردۀ جنگ از جنوب به شمال در میان مردم وجود دارد، به باور برخی از آگاهان و روشنفکران شمال، بعد از عراق و برخی کشورهای ديگر عربی، افغانستان در مجموع و شمال کشور به طور اخص در ميان تقابل منافع اقتصادی و سياسی کشورهای بزرگ گيرمانده است وآنها برای ايجاد تشنج در کشورهای آسيای ميانه و مُخِل واقع شدن به پيشرفت سرسام آور اقتصادی کشورهای پيشرفته و هم روبه انکشاف آسيايی که چرخ فابريکات‌شان با منابع سرشار منطقه به آسانی به حرکت درمی‌آيد و توليدات به مراتب ارزانتر نسبت به بازارجهانی عرضه ميدارند، افغانستان را مناسبترين گذرگاه و بستر برای عبور افراط گرايی به آسيای ميانه و ماورأ آن انتخاب نموده اند.
مردم عام و قشر متوسط جامعه از نظر فرهنگی، فکر می‌کنند که این یک پروژه است که با حمایت پاکستان و کشورهای عربی راه اندازی شده و هدف آن نا امن ساختن شمال است؛ زیرا عمده ترین نیروها و ظرفیت های ضد طالبانی در شمال افغانستان وجود دارند و طالبان نیز باربار از همین ناحیه ضربه خورده اند. از سوی دیگر ذهنیت عمومی در شمال و شمالشرق به سوی طالبان گرایش ندارد؛ چنانچه خیزش‌های مردمی علیه طالبان و هراس افگنان که اخیراً به صورت نیرومند شکل گرفته، اگر از یک جانب برای دفاع از خود است، از سوی دیگر نمونه‌های واضح گرایش‌های ضد طالبانی در میان مردم است؛ هرچند در سال‌های پسين با حمايت مشاورين چيچنی، اوزبيک و تاجيک تبارِ القاعده و تروريست‌ها تعدادی از نيمچه ملاها و جوانان گمراه اوزبيک و تاجيک نيز در صفوف مخالفين مسلح دولت قرار گرفته‌اند، اما صلاحيت های ایشان محدود و بيشتر منحيث چوب سوخت جنگ‌ها استفاده می‌شوند.
به سبب موجوديت افراد منسوب به القاعده و فعلا با شاخص های داعشی از کشورهای آسيايی ميانه، روسيه، مناطق اويغور چين و عرب‌ها، برخی‌ها فکر می‌کنند که آمریکا در تبانی با پاکستان به خاطر فشار آوردن بالای روسیه و در درازمدت چین، و انتقال جنگ و هراس افگنی به آسيای ميانه، استراتیژی انتقال هراس افگنان به شمال را روی دست گرفته است.
این پرسش همیشه نزد مردم وجود دارد که این همه تجهیزات و امکانات جنگی از کجا و چگونه در اختیار هراس افگنان قرار می‌گیرد و آمريکا که "ديروز" در سقوط طالبان بعد از حادثۀ سپتمبر ۲۰۰۱ توانست در چند روز محدود طالبان را از تمامی نقاط شمال بيرون نمايد و کوچکترين اهداف خويش را  نشانه بگيرند؛ چرا در مدت ده سال و خصوصاً امروزه نمی‌تواند چند گروهک محدود تروريست و طالبانی را که حالا حتی با تانک‌ها و وسايط زرهی غنيمت شده از نيروهای دولتی گشت و گذار و جنگ می‌نمايند از ميان بردارند!
نبود ارادۀ سیاسی در داخل ارگ ریاست جمهوری برای مهار کردن نا امنی‌ها و از بین بردن پایگاه‌های هراس افگنی از باورهای محکمِ دیگری در میان مردم است. شمار زیادی از مردم تأکید می‌ورزند که دولت خود در نا امن کردن شمال و شمال شرق دست دارد؛ زیرا ارادۀ جنگ با طالبان را ندارد و به‌گونۀ با سیاست "برادر خوانده‌گی" با آنها برخورد می‌شود. متاسفانه اين مسئله زمینۀ گمانه‌زنی‌ها بر بنیاد مسایل تباری و حضور مهره‌های اجیر شده در دستگاه دولت را در ذهن جامعه ته‌نشین ساخته است. شاید یکی از عوامل این باشد که عامۀ مردم از درک پیچیده‌گی‌ها و ژرفای مسایل کشور و پیرامون آن عاجز باشند و بر بنیاد ظاهرِ رویدادهای شک و پرسش برانگیز به قضاوت نشینند.
باورهای گسترده‌يی در میان مردم دهن به دهن می‌گردد که در بسیاری موارد تعيين سران ولايات (والی، قوماندان امنيه، رييس امنيت، قوماندان‌های قطعات اردو) بر اساس تقسيمات ۵۰ / ۵۰؛ نه بر اساس ظرفيت کاری ايشان، سبب شده است تا تنش و بی‌اتفاقی بين مسئولين ردۀ اول ولايات ايجاد گردد و بی‌باوری برای زيردستان در امر مبارزه با تروريزم و طالبانيزم، به‌ويژه در صفوف نيروهای امنيتی بروز کند.
عده‌ای از باشندگان موثرترین سد راه پیشرفت مخالفين مسلح دولت در محلات و ولسوالی‌ها را که هم اکنون در برابر جنگ تمام عیار جبهه‌ای قرار دارند، نيروهای مسلح مردمی و پوليس محلی در چوکات پوليس ملی و امنيت ملی میدانند، اما مدعی‌اند که به نحوی جلو پيشرفت‌ و دفاع مستقلانۀ‌شان از مناطق خودشان گرفته می‌شود، به تعدادی از آنها مهمات کافی داده نمی‌شود، تعدادی در خط مقدم جبهه تنها گذاشته می‌شوند و باربار ديده شده که برخی جزوتام‌های نیروهای مسلح دولت معرکه را بدون جنگ رها می‌کنند. و در مواردی هم بهانه‌های مختلف برای نيروهای مردمی بافته می‌شود، مانند دزدی، قتل و ده‌ها برچسب ديگر، تا آنها از جنگ و مبارزه عليه تروريززم و طالبانيزم خسته شوند و يا هم شکست بخورند. و در بسی موارد اين نيروها مجبور شده‌اند تا در صفوف مخالفين دولت قرار بگيرند و مخالفين را در مقابل دولت چاق‌تر نمايند.
البته قابل تذکار است که شکایات عدیدۀ از این گروه‌ها مبنی بر زیر پا گذاشتن حقوق اساسی شهروندان توسط آنها وجود دارد، اما برخی بدین باور نیز اند که اگر از این مسئله، شایعات، بدبینی‌ها و تبلیغات منفی حذف گردد، مشکلی وجود ندارد که در رابطه با این نیروها حل و فصل نشود. عدۀ باورمندند که بخشی از این مشکلات به ناتوانی‌های دولت در کنترول این نیروها، میکانیزم‌های نا پُخته و ناکار آمد در تشکیل و ادارۀ آنها، موضِع نامشخص و تعریف ناشده و ناهمگون دولت در برابر این پدیده و بناً تن دادن به مصلحت‌های مختلف توسط مسوولین محلی در قبال این گروه‌ها و نیز سطح نظارت نهایت ضعیف بر آنها، برمی‌گردد.
چنین پنداشته می‌شود که بی‌کفايتی بسیاری نماينده‌گان مردم در پارلمان و عدم استفادۀ مردم و سران اقوام و متنفذين از نفوذ و قوت مردمی و مدنی‌شان در حمایت از دولت نیز جزءِ عوامل اثر گذار در این موارد است. اهالی آگاه محلی معتقدند که  استفادۀ ابزاری آسان و بی دردسر همسايه‌گان مغرضی مانند پاکستان و ايران هم ريشه در نا آگاهی و شگاف‌های عميق قومی و تباری اقوام و مليت‌های مختلف دارد.
به‌قول يکی از خبرنگاران در شمال کشور که موضوعات امنيتی را تعقيب ژرف می‌کند: «...منابع امنیتی نیز از دست‌پاچگی حکومت و کمبود تجهیزات، امکانات، پرسونل و عدم توجه جدی مقامات رهبری حکومت شکایت کرده و تداوم اینچنینی اوضاع را به نفع ثبات، حاکمیت قانون و عدالت اجتماعی پیش‌بینی نمی‌کنند. اکنون باورها بر این است که هدف اساسی از تشدید جنگ در شمال، تصرف کلِ شمال و تصفیۀ این ولایات از وجود نیروهای دولتی افغانستان در زمان کوتاه نیست. مرام اصلی این جنگ، گرفتنِ حاکمیت بخش‌های مهم شمال از جمله فاریاب، کندز و سرپل است که تصرف این ولایات توسط نیروهای طالبان اکنون در اولویت کاری‌شان قرار دارد. منابع امنیتی در ولایات شمال می‌گویند که محور توجه حملات طالبان از آغاز سال جاری تا کنون ولایات فاریاب، سرپل و کندز بوده و تصمیم بر سقوط این ولایات به صورت جدی توسط گروه‌های هراس‌افگن به حمایت عناصری در حکومت وحدت ملی دنبال می‌شود.»

وضعیت مردم
در این میان بیشترین آسیب ناشی از جنگ و نا امنی را مردم می‌بیند و هر روز هم بر حجم این مشکلات افزوده می‌شود. ساکنان مناطق نا امن کوشش می‌کنند تا خود را به جاهای امن‌تری برسانند؛ اما این کار بسیار ساده هم نیست؛ زیرا اکثر مردم وضعیت مالی خوب ندارند و در مراکز شهرها هم که اکثراً بیجاشده‌گان تجمع کرده‌اند، دولت و موسسات امداد رسان برنامه‌های برای دستگيری خانواده‌های بيجاشده روی دست دارند، اما اين برنامه‌ها بسيار دقيق نبوده و به هيچ وجهی مشکلات آواره‌گان جنگ را تکافو نمی‌کند. و نيز در برخی موارد جنگجویان داعش و طالب به مردم اجازه نمی‌دهند تا از مناطق جنگی خارج شوند و از آنان به‌حیث سپر انسانی استفاده می‌کنند که این امر پی‌آمدهای ناگوار برای مردم اعم از زنان، اطفال و کهن سالان داشته و تلفات ملکی را بالا برده است.
فاميل‌های زيادی از ترس کشتار تروريستان و دهشت‌افگنان طالبی و داعشی و از بيم آنکه در ميان جنگ‌ها از هردو جانب آسيب نبينند و در امان باشند، از قريه‌ها و ولسوالی‌های نا امن کندز، تخار، بغلان، بدخشان در شمال‌شرق و فارياب و سرپل و بخشی از ولايت جوزجان در شمال به مراکز ولايات نامبرده و ولسوالی‌های امن‌تر فرار نموده‌اند و به حالت بسيار رقت‌باری زنده‌گی به‌سر می‌برند. تنها در کندز در اثر جنگ‌های چهار ماه اخير بيشتر از پانزده هزار فاميل از خانه و مناطق‌شان متواری شدند و به مراکز شهرها پناه آوردند.

راه‌های حل
اکثر مردم، فعالان سیاسی و اجتماعی، گروه‌های روشنفکر و تحصیل کرده به این باور اند که راه حل مشکلات امنيتی در شمال اینها هستند:
ü      تقویت و تجهیر نیروهای امنیتی افغان،
ü      اراده برای مبارزه با هراس افگنی و توقف پالیسی جانبدارانه از طالبان در داخل حکومت،
ü      عملی شدن تعهدات جامعۀ جهانی و مخصوصاً پیمان همکاری‌های امنیتی و دفاعی بین افغانستان و ایالات متحدۀ آمریکا و عدم خروج کامل عساکر خارجی و مخصوصاً نیروهای آمریکایی از افغانستان تا کسب اطمینان از ثبات و ناشکننده‌گی آن،
ü      مشروعیت بخشیدن به حضور عساکر آمریکایی در افغانستان،
ü      عملی شدن تعهد آمریکا بر مبارزه با هراس‌افگنی و تروریزم و دفاع از امنیت افغانستان،
ü      قاطعیت در مبارزه با طالبان و داعش از سوی جامعۀ جهانی و مخصوصاً آمریکا،
ü      به کار گماری کادرهای با کفایت در کار مدیریت اداره‌های محلی و نیروهای امنیتی،
ü      همبستگی و وحدت عمل و نظر مردم به شمول نماينده‌گان شورای ملی و شوراهای ولايتی و برگذاری همايش‌های کلان و اعتراضات مدنی مشروع عليه بی‌برنامه‌گی‌های حکومت‌های محلی و دولت مرکزی منحیث عامل قوی فشار و بازدارنده‌گی.

۱۳۹۸ فروردین ۸, پنجشنبه

خلق محبت نامه‌سى

داکتر فیض الله ایماق

افغانستانده يشه‌يديگن اوزبيك لرنينگ نقل قيليش‌لريچه، يازى اسملى عاشق، فارياب ولايتی‌گه قره شلى المار قيشلاغيده دنياگه كيلگن. او زيبا ديگن قيزگه عاشق بوليب، يار هجريده مجنون ديك شعرلر توقيب يورگن. يازى و زيباگه نسبت بيريله‌ديگن عشقى شعرلر حاضرچه خلق خاطره سيده ”سبز من“ ياكه ”سوزوان“ قوشيق‌لرى نامى بيلن سقلنماقده. كوپ‌چيليك بوليب قالين، گيلم توقيلگنده، نوروز كونلرى سومه‌لك پيشيريلگنده، چرخ ييگيريلگنده و ياورچاق تارتيلگن پيت‌لريده و باشقه تورلى يغين‌لرده خاتين- قيزلر بو ليريك قوشيقلرنى اوزيگه خاص دلربا كوى بيلن ايته‌ديلر.

روايت ايتيش لريچه، زيبا فارياب ولايتى ده گى گلجان صياد قيشلاغيده توغيلگن ايميش. اونينگ آته سى قيپچاقليك ملا آرتيق بولگن ايكن. عاشق ومعشوقه قبيله لرى اورته سيده ازلدن ماجرالر موجود بولگه نى طفيلى يازى بيلن زيبا بير بيرلرى نينگ وصاللريگه ييتيشه آلمه يد يلر. يازى زيبانينگ هجرى گه برداش بيره آلمه ى اوزيني اولديره دى. او غوره يى يقينيده گى المار قيشلاغى قبرستانيگه د فن قيلينه دى. زيبا يازي نينگ هلاك بولگه نيدن خبر تاپيب، بير نيچته دوگانه لرى بيلن سيوكلى سى نينگ مزارينى زيارت قيلگه نى باره دى. قيزلر قيتيشه ياتگه نيده ، زيبا دوگانه لريگه : ”بير پاي كاويشيم قبرستان يانيده قاليبدى“، – ديب بهانه قيليب، آرتيگه قيته دى وكتته تاشنى باشيگه اوريب اوزيني هلاك قيله دى.

يازى بيلن زيبا روايتيده قيزنى عمكى سى نينگ اوغلى هم يخشى كوريشليگى حكايه قيلينه دى ، فاجعه دن خبر تاپگن ييگيت هم: ”مينى زيبا بيلن يازى قبرلرى نينگ اورته سيگه كومينگلر“، – ديب وصيت قيليب، اوزينى اولديره دى.

اوزبيكستان ده هم يازى بيلن زيبا محبتى حقيده حكايه قيلووچى بير نيچه واريانت لرگه ايگه ليرا-ايپيك داستان نينگ بارليگى قيد ايتيلگن. خصوصاً ، 1962 ييلده ”ياش گوارديه“ نشرياتى ”يازى بيلن زيبا“ نامى بيلن فيلالوگيه فنلرى نامزادى آخوند جان صابروف تيارله گن داستان نى نشر ايتگن ايدى. داستان نينگ سوز باشى سيده اثر بيرينچى مرته 1925 ييلده ر.مؤمن اوف تمانيدن اوچ قورغان ده گى پايتاق قيشلاغيدن يازيب آلينگن ليگى ، كيينچه ليك فولكلور شناس عالملر م.علويه و م. افضل اوف لر ايريم پرچه لرنى جمهوريت نينگ شهرسبز ، كتاب، چراقچى، دهنو ناحيه لريدن يازيب آلگن ليكلرى حقيده معلومات بيريله دى.عالملر يازيب آلينگن داستان 19 واريانتگه ايگه بوليب ، اونده واقعه لر معلوم سوژيت چيزيغي آرقه لى باغله نه دى. كمبغل ييگيت يازي نى زيبا نينگ آته سى پاينده باى اونى الده ب ايشله ته دى، اما قيزينى اونگه بيرمه يدى. ايكکى سيويشگن لر اوز بخت لرى اوچون كوره شه ديلر. اولر پاينده باى دن هم ، اوشه يير نينگ پادشاه سى عبد الله خان دن هم اوستين چيقه ديلر و مراد مقصد لريگه ييته ديلر.

افغانستانده يشاوچى اوزبيكلر ايجاديده گى يازى و زيبا نامى بيلن علاقه دار اثرلر ايسه اولاً ژانر جهتدن ”يازى بيلن زيبا“ داستانيدن فرق قيله دى. اگر داستانده سيويشگن لر سرگذشتى بيلن باغليق واقعه لر حكايه قيلينسه ، افغانستان ليك اوزبيكلر نينگ ايجادى ده گى ”سوزوان“ قوشيقلرى فقط ليريك شعرى پرچه لردن عبارت.

البته، قشقه دريا، سرخان دريا ولايتيده سقله نيب قالگن ”يازى بيلن زيبا“ داستانى وافغانستان اوزبيكلرى نينگ ”سوزوان“ ،« سبزه وان »قوشيقلرى اورته سيده تاريخى يقينليك سيزيله دى. داستان ده گى ايريم ليريك پرچه لر نينگ مضمونى، قافيه له نيشى ، توزيليشى قوشيق نمونه لريگه اوخشه ب كيته دى. شونينگ اوچون هم افغانستانده و اوزبيكستانده يشاووچى اوزبيكلر نينگ آغزه كى ايجادى نى مكمل تيكشيريش ايريم مهم خلاصه گه كيليش امكانينى بيره دى، ديگن فكرده ميز.

افغانستانده يشاووچى اوزبيكلر كويله گن قوشيقلرده عاشق و معشوق نينگ يوره ك دردى و المى عكس ايتگن. اما اولر نينگ همه سينى هم فقط عشقى يوناليش ده گى ليريك شعرلر صفتيده قبول قيليش توغرى ايمس. خلق تمانيدن يره تيلگن، بعضاً يازي بيلن زيبا اورته سيده گى مناسبتگه علاقه سى يوق تورتليكلر هم شو توركومدن اورين آلگن حاللر اوچريدى. خصوصا“سبز من“ قوشيقلرى آره سيده توى ، عزا مراسملريده ، حتى عادى دم آليش فرصتلريده ايتيله ديگن قوشيقلر بار. اولرنينگ قه ى طرزده مذ كور توركومدن اورين آلگه نينى ايضاحله ش مشكل ايمس. سوز وان قوشيقلرينى كويله گن قوشيقچيلر كيزى كيلگنده ينگى تورتليكلر هم يره تگن لر و كويله ياتگن قوشيقلر گه قوشيب اجرا ايتگنلر. كيينچه ليك بو ينگى تورتليكلر سوزوان توركوميدن مهم اورين ايگلله ب قالگن. سوز وان لر عمومًا عيال لر، خاتين-قيزلر تمانيدن ايتيله دى.

افغانستان اوزبيكلرى تامانيدن ايتيله ديگن قوشيقلر تورى خيلمه-خيل بوليب، بو قوشيقلر غزل، بيت، نقش، ياريار، اولن، ناى-ناى ، توره وباشقچه ناملر بيلن معلوم و مشهوردير. و سبز من قوشيقلرني ايسه يازى و زيباگه نسبت بيرگنلر.

سبز من قوشيقلرى نينگ يارقين خصوصيتلريدن بيرى اولرده يازى بيلن زيبا اسملرى نينگ قيته-قيته تكرارله نيشى دير. تينگلواوچيلرده بو قوشيقلر ايكکى سيويشگنلر نينگ اوزيگه خاص ديالوگيدن ياكه محبت موضوعيده گى ايتيشولردن عبارت، ديگن توشينچه حاصل قيله دى. اولر نينگ ايريم لريده عاشق و معشوق اوزاق دوام ايتگن اييريليكدن سونگ اوچره شيش اشتياقيده ايكن ليكلرى كويله نه دى:
چولده كورد يم چول بورى نينگ اويينى،
ساغينيبمن يازى جان نينگ اوزينى.
ساغينسم – ساغينمه سم ايرته كيلر،
سولگين آليب سوپيره ى آق يولينى.

هر بير قوشيق ايتووچى شخص اوزينى يازى ياكه زيبا اورنيده تصور قيلگن ليگى هم قوشيقلر مضمونيدن سيزيليب توره دى. قيزيغى شونده كه ، قوشيق توقياتگن خلق شاعرلرى اوز ناملرى نينگ ياشيرين قاليشينى افضل كورگنلر و اوز حياتلرينى روايت قهرمانلرى نينگ تقديرى بيلن تينگ قويگنلر. اوتميش روايتيده گى اساسى قهرمان يازى نينگ اوز سيويكلي سيدن واز كيچيشي مطلقا ممكن بولمه گن حادثه ايكه نينى انيق بولگه نى حالده، ايريم تورتليكلرده وفاسيزليك حقيده عهد و پيمان نينگ بوزيليشى حقيده حكايه قيلينه دى:
دروازنگيز دروازمگه باقه دى،
اورته سيدن آب زمزم آقه دى.
آب زمزم سوويدن ايچگن يازى،
خاتين آليب زيبا دن كيچگن يازى.

معلوم بوله دى كه، اوز سيويكليريدن اجره لگن معشوقه لر اييريليك درد لرينى قوشيقلر ده عكس ايتتيريشگه اورينگن لر. سبز من قوشيقلرى اوزى نينگ موضوع دايره سيگه خلق آره سيده كينگ ترقلگن ليريك تورتليكلرنى هم قمره ب آله دى. بونده ى پرچه لرده عادى محنتكش ييگيت ياكه قيز نينگ حياتى حقيده گى ايچكى حس – تويغولرى عكس ايته دى. استعدادلى ياشلر طبعيت واقعه حادثه لرى بيلن انسان حياتيده گى مشترك نقطه لرنى تاپيشگه و بديعى گوزه ل شعرلرده عكس ايتتيريشگه حركت قيله دى. بو مقصدنى عملگه آشيريشده آنه طبعيت ده گى دريا و تاغلر، آت و نار تويه لر، قلديرغاچ و طوطى قوشلردن زيرك ليك بيلن فايده له نه ديلر:
دريا نينگ نر ياغيد ن سوو كيله دى،
سوو بيلن ايكکى اوردك تينگ كيله دى.
اوردكکه اوردك مناسب، غازگه غاز،
ييگيت گه قلليغ مناسب، قيزگه ناز.

خلق آغزه كى ايجادى ده گى اثرلر نينگ مهم خصوصيت لريدن بيرى اولرده اجتماعى حيات حقيده گى فكر-ملاحظه لر نينگ عكس ايتيشيده دير. محنتكش خلق نينگ ايجاديگه خاص ليريك اثر لرده هم موجود شرايطدن ناليش، اجتماعى تينگسيز ليك نى قاره له ش روحى يققال سيزيليب توره دى. سبز من قوشيقلرده رويابگه چيقمه گن آرزولر پايمال بولگن بخت حقيده آيتيلگن قوشيقلر كم ايمس:
آق گل ايديم ، قيزيل گل گه چتد يلر،
غريب باشيم بندى قيليب ساتديلر،
باريب ايتينگ آنم مينن آتم گه،
مينى ساتيب، نى مراد گه ييتد يلر.

شونی ایتیب اوتیش جایزکه، بیز«ایماق» ۱۹۸۰نچی ییلده کابلده چاپ بولگن (خلق دردانه لری ) مجموعه سیگه «۷۰ »گه یقین سوزوان قوشیقلرینی دری چه ترجمه سی بیلن جایلشتیرگن ایدیک . سونگی ییللرده گی توپله گن سوزوان قوشیقلریمیز ایسه، ۲۰۰۳نچی ییلی تاشکندده « سوزوان» نامی بیلن علیحده کتاب شکلیده چاپ بولدی. بو کتابده «۳۸۷» سوزوان قوشیقلری اورین آلگن .

خلص، سبز من قوشيقلرى افغانستانده يشاووچى اوزبيكلر بديعى آغزه كى ايجادى نينگ عجائب نمونه لرى دير. بو قوشيقلر فقط يازى و زيبا حقيده گينه ايمس، بل كه كيزى كيلگنده حيات گوزه لليكلرىدن بهره آليب ييريد يگن، وقتيده آرزولر آغوشيده مست بولگن، شو بيلن بيرگه بعضيده موجود تورموش قيينچيليك لريدن عذابده قالگن، اما كيله جككه ايشانچ بيلن قره ش حسىینى يوقاتمه گن يازيلر و زيبالر حقيده گى قوشيقلرد ير اولرنى اوقيش كتابخوانگه ذوقلى دقيقه لر انعام ايته دى، ديگن اميد ده ميز.

صلح تعریف شده می‌خواهیم، نه تحریف شده!

                                                                                                           عبدالله رسولی، ۷ دلو ۱۳۹۷
من خیلی نگرانم از عواقبِ رَوَندِ صلح سیاسی که هنوز حکومت و دولت افغانستان در آن دخیل نیست، جامعه‌ی مدنی و مردم افغانستان در جریان آن قرار ندارند. نگرانم که دستاوردهای بیش از یک و نیم دهه‌ی گذشته، مانند آزادی بیان، مطبوعات آزاد، حقوق زن، جامعه‌ی مدنی و ساختارهای حکومتی، حتی اگر نیم‌بند هم که باشند، یک‌سره از هم بِگسلند و بریزند.

مردم افغانستان و نیروهای امنیتی کشور، در طول قریب به ۱۸ سال گذشته با دادن قربانی‌های فراوان و سپر انسانی در برابر ترور و توطئه ایستاده‌گی کردند و تا اینجای کار رسیدند که، امروزه ساختارهای حکومتی و دولتی غنیمت شده است، جامعه‌ی مدنی و رسانه‌های فعال داریم، زنان در شورای ملی، حکومت و سکتور خصوصی سهم به‌سزا دارند، دهلیزهای هوایی و زمینی واردات و صادرات کالاهای تجارتی ایجاد گردیده است، تقریباً تمامی جاده‌های عمومی کشور اسفالت شده‌اند، در تمامی سطوح علمی متخصصین دانش‌آموخته‌ی جوان به سویه‌ی ماستر و داکتر داریم و...!

نباید این همه دستاوردها زیر سایه‌ی صلح سیاسیِ قرار بگیرد که تصمیمش در حیطه‌ی صلاحیت و چتر و چنبره‌ی چند طرف خاص باشد و بر وِفقِ مراد و منافع طرف‌های متذکره بِچرخد. تنها سهیم شدن گروه طالبان به حکومت و خارج شدن نیروهای آمریکای از کشور، پیش‌شرط‌های صلح شده نمی‌تواند. در افغانستان برعلاوه‌ی گروه طالبان، پدیده‌های به‌نام داعش، جندالله، حقانی و غیره هستند!

این درست که بخشی از طالب با امضای توافق‌نامه‌ی صلح با آمریکا، شاید جزء مهمِ نظام رسمی افغانستان محسوب شوند، اما از کجا معلوم که برای گروه‌های نام‌برده (داعش و دیگران) جا باز می‌کنند و آنها در مقابل نظام کنونی که آن‌وقت گروه طالبان نیز شاملش باشد، صف‌آرای می‌کنند و می‌جنگند.

بناً، صلح باید تعریف شده بر مبنای عدالت اجتماعی و با درنظرداشت منافع مردم افغانستان و منطقه باشد، نه تحریف شده به نفع طرف‌های محدود بر وِفقِ منافع و مرادشان. شرایط و ضمانت‌های اساسی با پادرمیانی ملل‌متحد و کشورهای مهم جهانی در رَوَندِ صلح جا داشته باشد، طی یک فراخوان بزرگ، دیدگاه نخبه‌گان واقعی سیاسی و علمی، جامعه‌ی مدنی و متنفذین با نفوس از مرکز، ولایات و خارج کشور جمع‌آوری شود. آنگاه می‌توان به آینده‌ی توافقات صلح باور داشت و امید بست.

x

شِمۀ از گفتگوی سایه با مریم، در «تماشا»

شِمۀ از گفتگوی هوشنگ ابتهاج سایه با مریم عرفان، مجری برنامۀ "تماشا" در تلويزيون فارسی بی‌بی‌سی
۸ حوت ۱۳۹۷

شعر تفاهمی‌ است بین من و شما (شاعر و مخاطب)، سرِ کلمات، اما موسیقی به این تفاهم احتیاج ندارد. اگر موسیقی با زبان خودش حرف بزند همه‌ی اقوام و ملت‌ها می‌توانند حس بِکنندش، محتاج به ترجمه نیست!
ابتهاج سایه

هوشنگ ابتهاج سايه
شِمه‌ی از گفتگوی هوشنگ ابتهاج سایه مهمترین غزل‌سرای معاصر ایران، با مریم عرفان، مجری برنامه‌ی "تماشا"ی بی‌بی‌سی، پیرامون شعر، که به‌مناسبت ششم حوت سال‌روز تولد شاعر دی‌شب نشر شد:
مریم: گفتید شعر و موسیقی برای من مقدس است. از آنجایی که کلمه را با وسواس انتحاب می‌کنید، کلمه‌ی مقدس برای من سوال بر انگیز شد، برای اینکه وقتی می‌گوییم مقدس است، مقدس ساحتش را نمیشه دست زد، تغییرش نمیشه داد، به چالشش نمیشه کشید. "مقدس" وقتی می‌گویید شعر و موسیقی برای‌تان هست، معنیش چه است؟
ابتهاج: من خیال نمی‌کمم مقدس را به‌کار برده باشم، اگر گفتم سهل‌انگاری بوده به‌نظرم؛ برای من مهمه، شاید این درست‌تر باشد از "مقدس". "مهمه"؛ برای اینکه وقتی حرف از موسیقی می‌زنیم، خود موسیقی اصلاً داعیه‌های خاص خودش را دارد.
واقعاً یکی از افسوس‌های من هنوز در آخر عمر این است که، ای کاش بجای شعر یک اتفاقی می‌افتید و من دنبال موسیقی می‌رفتم؛ برای اینکه، در خودم حس می‌کنم این را و می‌بینم مایه‌ی که در ذهن من است بیشتر کشش طرف موسیقی دارد و چیزی که خیلی برایم اهمیت دارد و هنر خیلی بزرگیه، "موسیقی" است، این (موسیقی) خیلی خالص‌تر از شعر است. شعر تفاهمی‌ است بین من و شما (شاعر و مخاطب)، سرِ کلمات، اما موسیقی به این تفاهم احتیاج ندارد. اگر موسیقی با زبان خودش حرف بزند همه‌ی اقوام و ملت‌ها می‌توانند حس بِکنندش، محتاج به ترجمه نیست. خیلی مستقیم‌تر است به عواطف انسانی، ارتباط برقرار کردن با موسیقی.

مریم: توصیه‌تان به شاعر جوان چی است؟
مريم عرفان
ابتهاج: تا آنجا که می‌تواند کار خودش را یاد بگیرد، برای اینکه ما خیلی تنبل شدیم، یک اشکالی در بعضی از جوانان ما است که کوتاه‌ترین، راحت‌ترین و آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کنند و از همان اساس هم داوری می‌کنند. ما اغلب به‌همین دریافت‌های سرسری خودمان، اولین چیزی که پیدا می‌کنیم برایش چنگ می‌زنیم و ویلش (رهایش) نمی‌کنیم؛ خیال می‌کنیم همه چیز را داریم دیگه؛ قصدم در این حرف این است که، جوان باید تمام تلاشش را بکند، هر کاری که می‌کند باید یاد بگیرد، می‌خواهد بنایی بکند، نجاری بکند، هرکار می‌خواهد بکند، باید بداند با اره کاری که می‌شود کرد با تیشه نمی‌شود کرد، با تیشه کاری که می‌شود کرد با رنده نمی‌شود کرد، هرکدام آنها وسایلی هستند برای کار معینی!

مریم: پس ای شاعر جوان! به ابزار کار خودت مسلط باش.

حمله بر جان رييس شبکۀ جامعۀ مدنی بلخ

حملۀ مسلحانه بر جان استاد عبدالحميد صفوت رييس شبکۀ جامعۀ مدنی بلخ

عبدالله رسولی، ۱۱ حوت ۱۳۹۷

با درد و دریغ که، برای نفس کشیدن بی‌غش و کام‌جویی از زنده‌گی در این ماتم‌سرا؛ یا قطاع‌الطریق، زورگو و قاتل باید بود و یا شریک این قماش!
در جامعۀ که فکر و فرهنگ و مدنیت نهادینه نشده باشد؛ تساهل و تسامع اصل پنداشته نشود؛ فعالیت‌های علمی، مدنی، رسانه‌ای، سیاسی و اجتماعی بر مبنای تعهد و صداقت، جرم کلانی محسوب می‌گردد.
استاد عبدالحمید صفوَت یکی از فعالین فرهیختۀ جامعۀ مدنی و استاد دانشگاه بلخ، شام دیروز مورد حملۀ مسلحانه قرار گرفته‌اند و ضمن مجروح شدن‌شان؛ موتر، کامپیوتر، مبایل و دیگر اجناس موجودشان را سارقین مسلح با خود برده است!

شکر مر ایزد را که آسیبِ جدی به استاد گرامی نرسیده است.

«همان آش است و همان کاسه»

[آزمونِ عجولانه و غیر معیاری گزینش کمیشنران انتخاباتی و آینده‌ی مُبهم‌تر از گذشته!]
                                                                                                                   عبدالله رسولی، ۱۲ حوت ۱۳۹۷


هرچند انتخابات مُمَثِلِ دموکراسی و اراده‌ی مردم گفته شده است، اما در افغانستان این تعریف وارونه جلوه کرده؛ به‌ویژه در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری و پارلمانی! با درد و دریغ که در جریان هردو انتخابات؛ با تقلب و تخلف گسترده و از اثر ناتوانی و ضُعف کمیسیون‌های انتخاباتی و مهندسی در رَوَند انتخابات، مردم افغانستان دیگر نا امید شده‌اند که انتخابات شفاف و دموکراتیک داشته باشند!
و اين‌بار در بحث گزينش کميشنران نهادهای انتخاباتی، اگر شایسته‌سالاری معیار می‌بود و می‌خواستند که حیثیت برباد رفته‌ی کمیسیون‌های انتخاباتی اعاده گردد؛ باید همین نامزدان ریاست جمهوری با مشوره‌ی هم، یک کمیسیون تخصصی، دانشمند و کارشناس در پیوند به انتخابات را تعیین می‌نمودند تا آزمون کمیشنران را می‌گرفت، نه خود نامزدان ریاست جمهوری.
از اين که بگذريم، باید با این عجله آزمون سپری نمی‌شد؛ و نیز، هرچند ارایه‌ی طرح‌های مشخص نوشتاری خوب بود که از حاشیه رَوی جلوگیری می‌شد، با آن‌هم، به‌خاطر سنجش میزان فهم انتخاباتی نامزد، یکی دو پرسش محتوایی و تخنیکی غیر مترقبه و مربوط به مدیریت انتخاباتی از هر نامزد صورت می‌گرفت که بدون یادداشت پاسخ می‌دادند؛ چنانچه در بسیاری آزمون‌های مهم در نهادهای دولتی و غیر دولتی معمول است، و نامزدان کمیشنری برای ارائه‌ی طرح‌ها و میکانیزم‌های مدیریتی‌شان جهت رهبری نهادهای انتخاباتی که سرنوشت ميلیون‌ها انسان کشور به آن گره خورده است، فرصت بیشتر برای صحبت و گفتمان می‌داشتند، تا با دِقَتِ تمام بهترین‌ها برگزیده می‌شدند.
لاجرم که چنین نشد و صلاح بر این شد که نامزدان ریاست جمهوری که شاید برخی‌های‌شان از مفاهیم، موارد و مواد انتخاباتی چیزی نمی‌دانند؛ تصمیم جمعی بگیرند و بعد از استماعِ سه دقیقه‌ی معرفی شخصی و طرح‌های یکی دو پاراگرافیِ نامزدان، هریکی به ۱۴ نامزد مورد نظرشان رأی بدهند؛ نباید بر مبنای مصلحت‌های منفعت‌‌محور تصمیم می‌گرفتند و رأی بر مشوره‌های سازمانی، قومی و تفاهم‌های از قبل تعیین شدۀ میان خویش می‌دادند. زیرا، با تمام احترامی که به شخصیت‌های رأی بلند آورده از نامزدان رياست جمهوری دارم و در میان‌شان کسانی را می‌شناسم که در بحث علمی و مدیریتی سرشان به تن‌شان میارزد، اما با درنظرداشت تجربه از رسوایی‌های کمیسیون‌ها و چند انتخابات گذشته؛ و جهت برگرداندن حیثیت از دست رفته‌ی این دو نهادِ تا اکنون به اصطلاح دموکراتیک؛ بهترین‌های دیگری از میان بیش از ۸۰ نامزدِ معرفی شده توسط احزاب و جامعۀ مدنی، باید رأی می‌آوردند که با دریغ چنین نشد.
از آن‌جمله شخصیت‌ها و کارشناسان متخصص انتخابات و چهره‌های موثری که در بالا ذِکرَش رفت و برای انسجام بهتر نهادهای انتخاباتی، شاید خیلی کارساز می‌بودند، می‌توان از شاه سلطان عاکفی، صغرا سعادت، عبدالله احمدی، استاد نظری و چند تن دیگر نام بُرد که با تأسف رأی لازم را برای احراز پُست کمیشنری کسب نکردند.
اینکه در معرفی نامزدان توسط احزاب و همچنان کمیتۀ موظف از جانب نهادهای جامعۀ مدنی مرتبط به انتخابات، نارسایی‌های وجود داشت؛ بحث و چالش ديگری‌ست که سر جایش باشد!
آرزومندم معجزۀ اتفاق بیافتاد که روندهای انتخاباتی بر وفق مراد مردم مدیریت گردد، در غیر آن، من و مایی که تجربه‌ی کافی از سهل‌انگاری‌ها و نابکاری‌های کمیسیون‌های گذشته و معاملات پشت پرده‌ی که بر مبنای آن تعیینات فعلی نیز شکل گرفته است؛ داریم، هیچ خوشبینیِ برای آیندۀ بهتر نظام انتخاباتی متصور نيست.

قاتلان مهسای شهید به دار آويخته شوند!

عبدالله رسولی، ۲۵ حوت ۱۳۹۷



«...صحبت از پژمردنِ یک برگ نیست

وای جنگل را بیابان می‌کنند
دستِ خون آلود را در پیشِ چشمِ خلق پنهان می‌کنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان می‌کنند!»
...

جانوران هارِ دوپا و انسان‌نما؛ مهسای کوچک و نازنین را فجیعانه کشتند!

به مسئولین امور خطاب می‌کنم، از قوماندان حوزه‌ی مربوط تا رئسای امنیت ملی، نهادهای عدلی و قضایی و شهرداریی ناحیه‌ی که فرشته‌ی کوچک (مهسا)؛ در قلمروشان اختطاف و به‌قتل رسید؛ و تا مسئولین بلندپایه‌ی نهادهای ذیربط امنیتی و عدلی مانند وزارت داخله، ریاست امنیت ملی، لوی سارنوالی، ستره محکمه و لاجرم سران حکومت وحدت ملی، که لطفاً برای لحظاتی فرزندان‌تان را در چهره‌ی "مهسا" ببینید؛ بعد قضاوت کنید که با قاتلان چگونه برخورد خواهید نمود و برای محار اینگونه قضایا و حوادث دلخراش بَعدی، چه پیش‌گیری‌ها و تصامیمی خواهید گرفت، تا "مهسا"های دیگری به‌کام اژدهای جهل و جنون فرو نروند!

قاتلان مهسای شهید باید در پیش چشمان مردم و با حضور گسترده‌ی رسانه‌ها، در محلی که این فرشته‌ی آسمانی را سلاخی کردند، مطابق به قوانین نافذه، به‌دار آویخته شوند، تا عبرتی باشد به تبهکاران آدم‌ربا و آدم‌خوار در تمامی این جغرافیای درد و دریغ!

تبریکی روز خبرنگاران، ۲۷ حوت ۱۳۹۷

حاضره زمان/در عصر حاضر، با موجودیت سهولت‌های اطلاع‌رسانی سریع انترنیتی، هر شهروند آگاه، یک خبزنگار است!
خبرنگاران جسور و پرتلاش، شهروندان آگاه و متعهد، روز خبرنگار به همۀ‌تان مبارک باد.

خبرنگاران با این‌همه چالش‌های فرارو؛ امکانات و امتیازات اندک در جغرافیای خون و خاکستر؛ قوۀ چهارم نه که، قوۀ نخست در مبارزه با انواع نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌های اجتماعی محسوب می‌شوند.

ما (ميديوتيک افغانستان) کماکان با حد اقلِ برنامه‌های آموزشی و اطلاع‌رسانی، در خدمت جامعه و در حمايت از خبرنگاران عزيز، متعهد باقی خواهیم ماند.

سرنوشت نهایی دموکراسی را قوۀ چهارم (شهروندان آگاه، خبرنگاران، جامعۀ رسانۀ و مدنی متعهد) رقم میزنند. در افغانستان خبرنگاری به معنی رفتن به رزمگاه است و مبارزه با انواع خشونت، مافیا، تروریزم و ردیفی از دشواری‌ها و دشوارگذاری‌ها!

با مِهر و ارادت بی‌شایبه،
دوست‌دارتان عبدالله رسولی
هماهنگ کنندۀ برنامه‌های میدیوتیک افغانستان




تبريکی نوروز و سال نو ۱۳۹۸

حرمتی اولکه‌داش‌لریم،
ینگی ییل‌لرینگیز قوتلوغ بولسین!
...
وطنداران و هم‌نوعانِ عزیزم،
نوروزتان بِهروز و هر روزتان نوروز باد!
...
گرانو هیوادوالو او تولو عزیزانو،
نوی کال مو مبارک شه!
...
Happy New year 1398 (21 March)!
...
Дустону азизони точикзабонам,
Наврузи оламафруз баройтон муборак бошад!
  جلال‌آباد ما آباد باد!
عبدالله رسولی