شِمۀ از گفتگوی هوشنگ ابتهاج سایه با مریم عرفان، مجری برنامۀ "تماشا" در تلويزيون فارسی بیبیسی
۸ حوت ۱۳۹۷
شعر تفاهمی است بین من و شما (شاعر و مخاطب)، سرِ کلمات، اما موسیقی به این تفاهم احتیاج ندارد. اگر موسیقی با زبان خودش حرف بزند همهی اقوام و ملتها میتوانند حس بِکنندش، محتاج به ترجمه نیست!
ابتهاج سایه
ابتهاج سایه
![]() |
| هوشنگ ابتهاج سايه |
شِمهی از گفتگوی هوشنگ ابتهاج سایه مهمترین غزلسرای معاصر ایران، با مریم عرفان، مجری برنامهی "تماشا"ی بیبیسی، پیرامون شعر، که بهمناسبت ششم حوت سالروز تولد شاعر دیشب نشر شد:
مریم: گفتید شعر و موسیقی برای من مقدس است. از آنجایی که کلمه را با وسواس انتحاب میکنید، کلمهی مقدس برای من سوال بر انگیز شد، برای اینکه وقتی میگوییم مقدس است، مقدس ساحتش را نمیشه دست زد، تغییرش نمیشه داد، به چالشش نمیشه کشید. "مقدس" وقتی میگویید شعر و موسیقی برایتان هست، معنیش چه است؟
ابتهاج: من خیال نمیکمم مقدس را بهکار برده باشم، اگر گفتم سهلانگاری بوده بهنظرم؛ برای من مهمه، شاید این درستتر باشد از "مقدس". "مهمه"؛ برای اینکه وقتی حرف از موسیقی میزنیم، خود موسیقی اصلاً داعیههای خاص خودش را دارد.
واقعاً یکی از افسوسهای من هنوز در آخر عمر این است که، ای کاش بجای شعر یک اتفاقی میافتید و من دنبال موسیقی میرفتم؛ برای اینکه، در خودم حس میکنم این را و میبینم مایهی که در ذهن من است بیشتر کشش طرف موسیقی دارد و چیزی که خیلی برایم اهمیت دارد و هنر خیلی بزرگیه، "موسیقی" است، این (موسیقی) خیلی خالصتر از شعر است. شعر تفاهمی است بین من و شما (شاعر و مخاطب)، سرِ کلمات، اما موسیقی به این تفاهم احتیاج ندارد. اگر موسیقی با زبان خودش حرف بزند همهی اقوام و ملتها میتوانند حس بِکنندش، محتاج به ترجمه نیست. خیلی مستقیمتر است به عواطف انسانی، ارتباط برقرار کردن با موسیقی.
واقعاً یکی از افسوسهای من هنوز در آخر عمر این است که، ای کاش بجای شعر یک اتفاقی میافتید و من دنبال موسیقی میرفتم؛ برای اینکه، در خودم حس میکنم این را و میبینم مایهی که در ذهن من است بیشتر کشش طرف موسیقی دارد و چیزی که خیلی برایم اهمیت دارد و هنر خیلی بزرگیه، "موسیقی" است، این (موسیقی) خیلی خالصتر از شعر است. شعر تفاهمی است بین من و شما (شاعر و مخاطب)، سرِ کلمات، اما موسیقی به این تفاهم احتیاج ندارد. اگر موسیقی با زبان خودش حرف بزند همهی اقوام و ملتها میتوانند حس بِکنندش، محتاج به ترجمه نیست. خیلی مستقیمتر است به عواطف انسانی، ارتباط برقرار کردن با موسیقی.
مریم: توصیهتان به شاعر جوان چی است؟
![]() |
| مريم عرفان |
ابتهاج: تا آنجا که میتواند کار خودش را یاد بگیرد، برای اینکه ما خیلی تنبل شدیم، یک اشکالی در بعضی از جوانان ما است که کوتاهترین، راحتترین و آسانترین راه را انتخاب میکنند و از همان اساس هم داوری میکنند. ما اغلب بههمین دریافتهای سرسری خودمان، اولین چیزی که پیدا میکنیم برایش چنگ میزنیم و ویلش (رهایش) نمیکنیم؛ خیال میکنیم همه چیز را داریم دیگه؛ قصدم در این حرف این است که، جوان باید تمام تلاشش را بکند، هر کاری که میکند باید یاد بگیرد، میخواهد بنایی بکند، نجاری بکند، هرکار میخواهد بکند، باید بداند با اره کاری که میشود کرد با تیشه نمیشود کرد، با تیشه کاری که میشود کرد با رنده نمیشود کرد، هرکدام آنها وسایلی هستند برای کار معینی!
مریم: پس ای شاعر جوان! به ابزار کار خودت مسلط باش.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر