کندز آبستن فاجعۀ ديگر است!
عبدالله رسولی، اول سنبلۀ ۱۳۹۵
سلام رييس صاحب جمهور منتخب جمهوری اسلامی افغانستان، سر قوماندان اعلی
قوای مسلح، رييس کميسيون تدارکات ملی، رييس کميسيون
اقتصادی، رييس کميسيون امنيتی، رييس کميسيون...!
تحولات سياسی و تنشهای لفظی چند روز اخير شما دو رهبر حکومت و شکايتهای
شگفتآور رييس اجراییهتان بر آن شد تا نشانی اصلی ما از ميان سران حکومت دوسر؛
شما باشيد و حرفوحدیثهای دلمان را هرچند توأم با يأس و ناامیدی با جلالتمآب شما
در ميان گذاريم.
کندز آبستن فاجعۀ ديگر است؛ بگذريم از اينکه در جريان دو سال حکومت و
سردمداری شما سهم مردم مظلوم کندز از امنيت و مصونیت، فقط عقبنشینی نيروهای
امنيتی و دفاعی از قريب به هشتاد فی صد جغرافيای کندز بوده است و سقوط مناطق
ستراتيژيک در اطراف شهر کندز و دیگر ساحات، به شمول مراکز چند ولسوالی و يکبار هم
برای چند روزی مرکز ولايت به دست طالبان و نيز گروگانگيری، سربریدن، تلفات
فجيعانهی ملکی در اثر جنگهای نابرابر، آوارگی، به رگبار کشيده شدن جوانان، زنان
و اطفال، در مرزهای ايران و ترکيه و غرق شدن در آبهای يونان و بالاخره اهانت و
تحقیر و تمسخر! بلی سهم کندز و بيشتر ولايات کشور از مزایای امنيت، ثبات و فضای
صلحآمیز، چیزهایی بود که ردیف کردم!
و نيز امتيازهای ديگری هم مردم کندز و شمال شرق در کُل، در ازای رأی
میلیونیشان از حکومت وحدت ملی بهخصوص از شما من حیث رییسجمهور منتخبشان و
سرقوماندان اعلی قوای مسلح کشور نصيب شدهاند، مانند: بیمهری و سهلانگاری نسبت
به مسائل انکشافی و اقتصادی در کندز و ولايتهای همجوار، کسر بیحدوحصر اقتصادی،
فقر و بيکاری، افزايش بیرویۀ فساد اداری، بیبندوباری گروههای مسلح غیرمسئول،
نبود سيستم درست تحصيلی، تعليمی و تربيتی و...
معذورم داريد که به حاشيه رفتم، از بس درد فراوان است نمیدانم از
کدامین بگويم؛ هرچند جنگ و خشونت، کشتار و اختناق، آوارگی و بیچارگی، فقر و بدبختی
به خوراک و عادت روزمرهی مردم دردمند و شوربخت کندز و شمال شرق مبدل شده است؛
اما، و با هزار اماواگر که در همين مقطع زمانی اين چالشهای شمردهشده فراموش مردم
شده است و همهی تقلا و دغدغهشان نفسگير شدن در محاصرۀ اين روزهای مختنق شهر
کندز و سقوط پیدرپی ولسوالیها و مناطق باقیمانده این ولايت رهاشده در بیسرنوشتی
و بلاتکلیفی است!
جناب رییسجمهور! از اثر ندانمکاریها و بیتوجهی مسؤولين امنيتی شما
در بغلان و کندز، سربازان بیشماری از نرسيدن مهمات و آذوقه و قوای پشتیبانی، جانهای
شيرين خود را از دست دادند و تعدادی هم اسير شدند. شهروندان شريف و بیدفاع ما در
محاصره گير ماندهاند؛ نهتنها محاصرهی امنيتی، بلکه محاصرهی اقتصادی و
ترانسپورتی؛ راههای مواصلاتی از تمام جهات به روی شهروندان کندز مسدود است؛ حلقهی
محاصرهی شهر کندز لحظهبهلحظه تنگتر میشود. ديروز ولسوالی خانآباد نيز به دست
مخالفين نظام شما سقوط داده شد! در کمربندهای شهر کندز و ولسوالی علیآباد جنگ جريان
دارد. ولسوالیهای قلعهی ذال، کلباد، آقتاش و گلتپه از قبل زير سلطهی مخالفين
قرار دارند و همينگونه اکثريت قريب به تمام ولسوالیهای ارچی، چهاردره و امامصاحب
نيز تحت حاکميت برادران ناراضی رييس صاحب جمهور سابق کرزی و مخالفين سياسی شما
زولانهاند.
سرقوماندان اعلی قوای مسلح کشور! يادتان باشد که کندز کليد و راهگشای
مخالفين برای تصرف ولايات همجوار است و با سقوط کامل کندز توسط مخالفان به بسيار
سادگی ولايات تخار و بغلان را نيز از دست خواهيد داد و حتی خواب آرامتان را در ارگ
آشفته خواهد ساخت! حداقل در يک نگاه زودگذر فکر کنيد که پسر و دختر شما، بانوی اول
مملکت، خسربُرهها و اقارب شما همين شبها و روزها در کندز در ميان جنگ گير افتادهاند؛
بازهم دست زیر الاشه مینشستيد و مصروف بگومگو با شريک حکومتتان؛ نه، هرگز نه!
پس اگر ذرهای احساس مسئوليت مینماييد و چنانچه در روز استرداد
استقلال مکرراً اظهار داشتيد که رییسجمهور منتخب مردم هستيد و سر قوماندان اعلی
قوای مسلح و اگر ارادهی برای مهار نمودن جنگ و جلوگيری از سقوط کندز و بغلان در
حکومت وحدت ملی وجود دارد؛ لطف نماييد ستر جنرال عبدالله خان حبيبی وزير صاحب دفاع
ملی و ستر جنرال تاج محمدخان جاهد وزير صاحب امور داخلهی تان را که ديروز نمیدانم
برای کدام شهامتشان با تفويض ستر جنرالی تقديرشان نموديد، شخصاً برای مديريت جنگ
به کندز و بغلان بفرستيد.
اگر ميل و علاقهای به آرامش مردم در کندز و بغلان و شمالشرق نداريد و
يا عاجز ماندهايد و اجازهی نبرد با مخالفين را برایتان نمیدهند؛ چنانچه آوازههایی
وجود دارند که دستهای پيدا و پنهان از دور و نزديک طراحی انتقال جنگ به شمال را
به عهدهدارند و برای تشنج بيشتر در منطقه و گذار سادهتر تروريزم و القاعده به
آسیای میانه نياز به سقوط جغرافيای بيشتر در شمال توسط مخالفين میرود! پس گريز
خود یکراه مردی است برای جلوگيری از فاجعهی انسانی و تلفات مردم بيچاره!
جلالتمآب رییسجمهور! شمارا به خدا که لطفاً لطفاً «سر بر گریبانتان
بيندازيد» و فرضيۀ انتقال جنگ به شمال و چگونگی گذار تروريزم و القاعده به کشورهای
آسيای ميانه را دور از احتمال ندانيد و لاجرم اگر نمیتوانند جغرافيای کندز و شمالشرق
را تصفيه نمايند؛ به نيروهای تحت امرتان قوماندهی عقبنشينی تاکتيکی از شهر کندز
بدهيد تا مردم راه خود را بيابند و شهر از محاصرهی اقتصادی و امنيتی نجات يابد و
جادهها به روی عابرين بیواسطه بازگردد! شايد تعداد اندکی از مردم به نسبت کار و
وابستگی با دولت و نهادهای مدنی و مناسبتهای ديگر از طالبان هراس داشته باشند و
از منطقه بهجاهای امنتر پناه ببرند (هرچند در اين بيغوله پناهگاه امنی وجود
ندارد) بقيهی مردم حداقل در امنيت نسبی زندگی به سر خواهند برد.
هرچند که طالبان با ماهیت و هویت دهشت افگنانۀ که دارند تروریستانی بیش
نیستند و پیام عملکردشان جز کشتار و وحشت چیز دیگری نیست؛ اما در جانب دولت و
قلمرو تحت تسلط حکومت شما نیز اوضاع بهاندازۀ خطرناک و طاقتفرسا شده که در برخی
موارد شباهتهای زیادی با حاکمیت طالبان میرساند، به گونۀ مثال محاصره ماندن دوامدار
قوای امنیتی و تلفات سربازان به نسبت ضعف مدیریت در جنگ و کشته شدن مردم ملکی به
نسبت عدم هماهنگی قوتهای مسلح چه در جریان جنگ و حالات اضطراری یکی از ضعفهای
جانب دولت را تشکیل میدهد که برای مردم سخت مأیوسکننده است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر