جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۰ اسفند ۱۱, پنجشنبه

اين همه رنج از غفلتیست که از درون خانه ريشه می گيرد

عبدالله رسولی، 4 حوت 1390 خورشيدی

در پيوند به اهانت از مقدسات دينی و آتش زدن به نسخه های از قرآن شريف در پايگاه نظامی بگرام.

چقدر حادثات غیر مترقبه، سوء تفاهمات و اشتباهات ظاهراً غیر عمدی بر سر این ملت روا دیده می شود!

در اين کشور گاهی بر اعتقادات و باورهای مردم، زمانی بر عنعنات، رسوم و فرهنگ جامعه، باری هم در بر اندازی و خدشه دار ساختن وحدت نیم بند ملی و تمامیت ارضی اين جغرافيا به نحوه های مختلفی تجاوز صورت می پذیرد و احساسات دينی و باورهای فرهنگی مردم به تجربه می رود که ديده شود چه بازتاب برای برنامه ریزی های بعدی می توان حاصل کرد.

دريغا که اينها همه معمول شده اند و بُرهانش هم ريشه در پايين بودن سطح تعليمی جامعه، عدم آگاهی سياسی و فرهنگی و فقر و بيچارگی ملت و دولتی هم که از پيکره يی همين ملت تشکيل شده است دارد. اگر اکثريت ملت ما از آگاهی های نسبی سياسی و مولفه های تعليمی و فرهنگی باخبر بودند؛ چرا به تکرار و در طول تاريخ به بهانه های مختلف اين جغرافيا مورد تاخت و تاز بيگانگان قرار می گرفت.

درست است که تعداد انگشت شماری پول و دارايی، منصب و جلال و جمال دارند؛ ولی منظور من از فقر و بيچارگی، همان نبود آگاهی های سياسی و فرهنگی است. و از اينها مهمتر، خداوند تعدادی از به اصطلاح روشنفکران جامعه ما را هدايت نمايد؛ در برنامه ها چه از طريق رسانه ها و چه حضوری در همايش ها و مجالس مختلف به جای آنکه بر زخم ها رواديد مرهم را نمايند، برای همگرايی فعاليت نمايند و روشنگری بياموزند تا ملت خوب و بد را بتواند تشخيص دهد؛ مي آيند و آگاهانه يا نا آگاهانه بر آتشی که به باور بيشترينه، دشمنان افروخته اند هيزم اضافه می نمايند و تا می توانند وحدت نيم بند ملی را خدشه دار می سازند و بر مرکب قوم و قبيله سوار اند.

اين همه رنج و آزار و اذيتی که می بينيم ناشی از غفلتیست که از درون خانه ريشه می گيرد و از ماست که بر ما روا ديده می شود. برای تعدادی از افراد اين مرز و بوم که شمارشان در سطح کشور کم نيست، جنگ و آشوب، تيغ کَشی و همديگر کُشی، غارت و باج گيری، زورگويی و ايجاد منازعه، فساد اخلاقی و اجتماعی، به فرهنگ و عادت شان مبدل شده است. تنها انتهار را نمی شناختند که اين تحفهء مدهش نيز بر حربه های افتخار آميز و خانمان بر انگيزشان افزوده شد.

بيشترينه بر اين نظر تأکيد دارند که اين ها همه تحفهء بيگانه گان هست؛ من هم اين باور را تا جايی می پذيرم، ولی به طريق ديگری: اگر ما درايت و شايسته گی حفظ و نگهداری خانهء خود و حيثيت و آبروی خود را داشته باشيم و دروازه های حرم سرای خويش را برای پذيرش اين پديده های شوم باز نگذاريم، چرا ديگران بيايند و برای ما درس انتهار و انفجار و نفاق بياموزند. پس مراجعه می نمايم به حرف قبلی ام که اين ملت نيازمند جدی تجهيز با باور و عقايد اسلامی، توأم با فرهنگ سياسی و تعليمات ريشه يی اند.

هر جامعه يی برای قدم برداشتن به پله های ترقی و مدنيت، برای پيشقدمی در جادهء انسانيت از حيث فرهنگی، تعليمی، اقتصادی و رشد همگانی، روشنفکران متعهد و کار آگاه را می طلبد. در تحکيم حاکميت قانون، ريشه کن سازی هرگونه فساد، ايجاد حکومتداری خوب و ديگر شاخصه های انسانيت و انکشاف متوازن نياز به روشنفکران مُدبِر، با فهم و دانش مسلکی و سياسی می باشد که اگر زمينه برايشان ايجاد گردد شمارشان در جامعه کم نيست.

ولی متأسفانه که اين کشور و ملتش به گروگان گرفته شده است و با همين طرح عقب نگهداشتن جامعه و استفادهء اعظمی از اين روند، افرادی را که مديريت کاری دارند، برايشان فُرصت های کاری در حاکميت کمتر ايجاد می گردد تا مبادا زمينهء رهايی از بند کم آگاهی، عقب مانی و دنباله روی برای ملت ميسر گردد.

به نظر من، تا زمانی جريان تجربه های تلخی به اصطلاح غير عمدی و اشتباهاتِ به اين بزرگی ريشه اش خشک نخواهد شد که ملت به خود آگاهی و بلوغ سياسی بِرسد. و اين دورنما و آرزوی بيش نخواهد بود، اگر جوانان آگاه و مجهز با دانش و فکر نوين، علمای دينی که واقعاً به جامعه و اعتقادات شان باورمند اند و در مجموع روشنفکران و اهل خبره در يک فراخوان همگانی به تکاپو و از خود گذری در امر روشنگری جامعه ميليونی ما برنخيزند و توجه شان را بر فعاليت های مدنی و آگاهی دهی همگانی معطوف ندارند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر