پوهنتون
کندز، دانشكدۀ حقوق و علوم سياسی
سيمينار
انفرادی محصلين
عنوان
سيمينار: نرخ
بيكاري در ايران
مضمون: حقوق كار
استاد
مضمون: …
تحقيق و
تهيه: عبدالله
رسولي محصل سال سوم دانشكدۀ حقوق و علوم سياسي دانشگاه كندز
تاريخ
تهيه: ۲۸ عقرب سال ۱۳۹۰
منابع: پيشزمينه و مقدمۀ سيمينار به قلم خودم و معلومات در رابطه بهعنوان سيمينار از بحث تلويزيون
فارسي بیبیسی و منابع انترنتی تهيه گرديده است.
![]() |
| عبدالله رسولی |
پيش
زمينه
در جريان
سال دوم تحصيلات در دانشكدۀ حقوق و علوم سياسي قرار دارم، من از جمله ميليون ها
افرادي در اين سرزمين هستم كه در جو و فضاي جنگ، اختناق، نابرابري، نا امني، سطح
پايين تعليمي و بد فرهنگي؛ بيشتر فقط از نظر فزيكي رشد يافته اند و بزرگ شده
اند. خوب به يادم هست، قدم به هفت سالگي گذاشته بودم و درست سال ۱۳۵۴ هـ، ش بود كه پدرم مرا چند قريه
دورتر از دهكدۀ خود ما شامل مكتب ساخت، ما در منطقه از جمله افراد متمول جامعۀ
همان وقتي بوديم كه يك ساعت راه را به مكتب توسط مَركَب (الاغ) رفت و آمد مي
نموديم، واي بر حال كساني كه اين مسافه را بدون هيچ امكاناتي با پاي پياده مي
پيمودند. ما شايد خود را در ميان ديگران خوشبخت ترين احساس مي نموديم كه با وجود
اين همه دوري راه شرايط حد اقل برایمان دست داده تا مكتب خوان شويم؛ ديري از اين
آرزوهاي كودكانه و رويايي مان نگذشت، قدم به صنف چهارم مكتب گذاشته بوديم كه طبلی
به نام انقلاب در گوشهایمان نواخته شد.
بر مبناي
شعارهاي انقلاب گران آنوقت و برخي معلمين گرامي مان و با درک ضعيف و كودكانۀ كه از
اينگونه تحولات داشتيم، به ما آموختند كه انقلاب تحول بنيادي در عرصۀ اجتماع،
سياست، اقتصاد و فرهنگ را گويند، دل خوش نموديم و شوق رفتن به مكتب در وجودمان چند
برابر گرديد؛ بي خبر از اينكه در بحث کلانتر و در عقب اين انقلاب؛ ابر قدرتها
با اهداف شوم و پليدشان در کمين نشستهاند. از همينجاست كه داستان تلخ
و غمبار زندهگي من و كودكان ميليوني آنزمانم آغاز مي گردد، با وجوديكه قبل از
آنهم چندان زندهگي رضايت بخشي جامعۀ ما را نصيب نبوده است، اين راز را بعدها كه
بزرگتر شدم و به تعبيري دست چپ و راست خويش را شناختم، فهميدم.
اين يك
جانب سريالي بود كه ما تماشا مي نموديم، بعدهاي نهچندان دور قيام ها و شورش هاي
ضد رژيم از گوشه و كنار كشور برپا گرديد؛ اينبار براي ما كه يكي دو صنف ديگري را
با خوانش ترانه ها، نمايشات، گرد همآيي ها، مارش ها و شعار هاي زنده باد و مرده
باد گذشتانده بوديم، درک ديگري از انقلاب دادند، روس ها وطن را اشغال نموده اند،
حكومت الحادي هست، جوانان و نوجوانان به بيراهه كشانيده مي شوند و ده ها دليل ديگر
براي قيام و جهاد عليه رژيم آنوقت. تعدادي از افراد جامعه در ردههای پايينِ
به اصطلاح جهاد؛ واقعاً با قلب پاک به زعم خودشان، عليه نابساماني هاي كه بوجود
آمده بود قد علم کردند، ديري نگذشت كه قيام ها وسيعتر گرديد و صفوف قيام گران هم
با حمايت جامعۀ جهاني و انتخاب رهبران چندگانه از طريق كشورهاي همسايه و مسلمان
پاكستان و ايران قویتر شد. حالا صنف ششم يا هفتم مكتب را با دو بار تغيير مكان از
محلي به محل ديگر سپري مي نمايم و سال ۱۳۶۰ هـ، ش هست.
و اما،
با هزار دريغ و درد که كم كم فهميديم فرمان جهادگران ما هم با وجودیكه در داخل با
باورهاي خوب پيكار مي نمودند، اما در خارج از ميهن به دست همان ابر قدرت هاي جهان
خوار قرار داشت، فقط تفاوتش در شرقي و غربي بودن شان نهفته بود. اين راز از تقسيم
گروپ ها و تنظيم هاي جهادي در ايران و پاكستان فهميده ميشد؛ گروپ هاي هفتگانه و
هشتگانه با ديدها و باورهاي متفاوت مذهبي. ما نيز همگام با اين نا بساماني ها
در منجلابي از مشكلات و با تمامي ناگواري ها و در حسرت تمام شدن كُتِب درسي، صنف
دوازدهم را در سال ۱۳۶۵ هـ، ش
به اتمام رسانيديم. با وجودیكه از صنف اول تا دوازدهم به درجۀ عالي فارغ گرديده
بودم؛ اما خودم ميدانستم كه كمتر از استاد چيزي آموخته ام، زيرا چنانچه در بالا
ذكرش رفت، روزهاي مان به مارش و محفل و ترانه و بهانه مي گذشت.
به هر
وصف، سال هاي بي شمار ديگري را در جنگ هاي بي مفهوم ديگري بعد از ختم جهاد عليه
شوروي ها سپري نموديم، در اين سالها چندين بار مجبور به ترک وطن شديم و با اندک
اميد دوباره در جملۀ اولين عودت كننده گان با خوشباوري به وطن برگشتيم كه از بار
اولش بدتر روزها در انتظارمان قرار داشت. از آخرين بار برگشت از مهاجرت به وطنم ده
سال مي گذرد، سال گذشته بعد از سپري شدن ۲۵ سال از تاريخ فراغتم از دورۀ تعليمي،
فرصت تحصيلات بالاتر به سراغم آمد و شوقي كه از دير زمان در روياهايم جستجويش مي
نمودم مرا در آغوش گرفت؛ اما نمي دانستم با مصروفيت هاي ديگري كه در قبال خانواده
و جامعه دارم، كمتر مي توانم از درس ها بهرهی آنچناني كه شايسته و بايستۀ يک جوان
هست من هم با اين سن بالا ببرم.
دنبالۀ
دردها و آلامي را كه تا اينجا نگاشته آمدم به اين مختصر نمي گنجد، با دريغ كه ما
نسل درد و آه و ضجه ايم؛ اين بدين معني نيست كه جواناني امروزين به اين پيمانه در
سطح پايين تعليمي و تحصيلي قرار داشته باشند؛ من از نسل خودم صحبت مي نمايم، همه
اميد جامعه به نسلي بستگي دارد كه در جريان آموزش هستند و يا هم در چند سال پسين
از نهادهاي عالي تحصيلي به جامعه تقديم شده اند.
و اما
براي ارايۀ دليل بر بي كفايتي هاي شخص خودم همين قدر بسنده خواهد بود كه من از نسل
دود و آتشم. وقتي استادي برايم سيمينار يا كار خانگي ميدهد، يا از مصروفيت هاي بیشمار
و يا هم از نگراني ضعف فكري، پلک ها و دست هايم مي لرزد، گوئیيا كوهي را بر شانه
ام گذاشته باشند، همين است كه بيشتر بر داشته هاي ديگران مراجعه مي نمايم و دست
دريوزهگي به فكر و انديشۀ ديگران دراز مي نمايم، به انترنت ميروم و يا هم در
جستجوي منابع ديگر مي افتم تا چند سطري را كاپي نماييم و رفع مسئوليت كنم.
اينهم
چند پاراگراف از پژوهش و تحقيقي كه از راه انترنت بدست آوردم و با اندک تنظيم و
دستكاري به عنوان كار خانگي پيشكش شما استاد بزرگوار مي نمايم. قدر سفارش هاي
اساتيد را كه به عنوان سيمينار يا کار خانگی به محصلين مي سپارند بايد دانست، زيرا
بر علاوۀ چيزهاي كه ما از صنف مي آموزيم، اين وظايف خانگي ما را بر آن ميدارد تا
در جريان تحقيق و جستجو با معلومات بیشماري در رشتۀ تحصيلي مان از طُرُق ديگر
مانند انترنت و منابع چاپي بیافزاييم.
نرخ
بيکاری در ايران
مقدمه:
ايران از
جمله كشورهاي در جهان اسلام هست كه از سي سال و اندي بدينسو با تحريم هاي اقتصادي
جهان غرب به ويژه آمريكا و انگلستان مواجه است. اين كشور با وجود همهء اين تحريم
ها توانسته است خود را در رديف كشورهاي مولد و صادر كنندهء اموال و كالاها به خارج
از مرزهايش تثبيت نمايد. با درك موجوديت اينهمه فشار بر شانه هاي دولت موجوده در
ايران، قابل ذكر است كه اين كشور توانسته است حد اقل بلانس انكشاف و پيشرفت متوازن
را در منطقه حفظ نمايد، از نظر مالي و اقتصادي كمتر نيازمندي داشته باشد و از حيث
تكنالوژي معاصر در رديف كشورهاي منطقه قرار بگيرد.
از نظر
بنده دولتمردان ايران با استفاده از شيوه هاي مختلط مذهب و سياست و مديريت عصر
جديد توانسته اند اكثريت قاطع ملت را در مقابل تحريم هاي اقتصادي، اجتماعي و حتي
سياسي جهان غرب با خود داشته باشند. بدون شك با فشارهاي همگامي كه در قبال همه
انكشافات در ايران از جانب كشورهاي غربي حكمروايي مي كند، مشكلاتي را در عرصۀ
كاريابي به بار مي آورد، چنانچه نرخ بيكاري در ايران هميشه در نوسان بوده
است. در بحث زيرين به معلوماتي در رابطه به نرخ بيكاري در ايران دست مي يابيد
كه از منابع انترنيتي توسط بنده عبدالله رسولي محصل سال دوم دانشكدۀ حقوق و علوم
سياسي پوهنتون كندز تهيه گرديده است.
تحقيق و
پژوهش:
نزديک به
يک چهارم از نيروی کار ايران فاقد اشتغال و بيکار هستند. حدود ۷۰ درصد جمعيت
ايران زير ۳۵ سال
سن دارند. مرکز آمار ايران ميزان بيکاری جوانان را ۲۱٫۸ درصد اعلام کرده که تقريباً دو
برابر نرخ متوسط بيکاری در ايران است. نرخ بيکاری در مناطق مختلف
ايران متفاوت است. اما اغلب نرخ بيکاری در مناطق مرزنشين از ديگر نقاط بالاتر
است.
تعادل
بازار کار نيازمند بهبود فضای کسب و کار است و سياستهای متناقض کمکی به
تعادل در بازار کار نخواهد کرد. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشيدي در ايران، جمعيت آن
کشور ۷۰ ميليون
و ۴۹۵ هزار
نفر با رشد سالانۀ ۱/۶ درصد
و ۱۷/۵ ميليون
خانوار گزارش شده بود که ۱۲/۴ ميليون
خانوار در شهرها و پنج ميليون خانوار در روستاها زندگی میکردند.
بر اساس
نوشتۀ روزنامۀ مردم سالاري در ايران ترکيب جمعيتی نشانگر آن است که تعداد افراد
۱۱ تا ۱۴ سال ۵/۵ ميليون نفر، ۱۵ تا۲۴ سال ۷/۱۷ ميليون نفر، ۲۵ تا ۶۴ سال، ۴/۳۱ ميليون نفر بوده که ۵/۲۰ ميليون نفر شاغل و
نزديک به سه ميليون نفر بيکار و جويای کار گزارش شده بود. با توجه به
تعريفی که در سرشماری سال ۱۳۸۵ و
آمارگيريهای ديگر در مورد بيکاری استفاده شده است، در اين سرشماری کسی که
به طور متوسط هفت ساعت در هفته کار میکرده جزو شاغلان محسوب گرديده، ليکن
طبق استاندارد های بين المللی که در ديگر کشورها استفاده میگردد، شاغل کسی است
که در هر هفته بين ۳۰ تا ۴۴ ساعت کار کند. بر اين اساس
بيکاری آشکار و پنهان و تعداد بيکاران رقمی بيش
از ارقام رسمی ارزيابی خواهد گرديد.
بيکاری
پنهان و کارهای پاره وقت از بهره وری کمی برخوردارند و مزد و حقوق شاغلان در
اين بخش از اشتغال جامعه متناسب با هزينههای زندگی نيست و تعداد ساعات کار
کمتر از ۳۰ ساعت
در هفته استاندارد مناسبی برای محاسبه آمار بيکاران نخواهد بود. بنابر اين
ابعاد بيکاری گسترده تر از آن چيزی است که به طور رسمی اعلام میشود. از
سوی ديگر برخی از شغلها با هدف جذب تسهيلا ت بانکها و طرحهای زودبازده
اشتغال زا ايجاد شدهاند و از ثبات و پايداری کافی برخوردار نيستند و چنان که
تاکنون ديدهايم پس از مدتی، تعدادی از اين افراد تازه به کار مشغول شده به
جمع بيکاران اضافه میشوند. از جمعيت ۵/۳۵ ميليون نفر غير فعال جامعه
نيز ۱/۱۳ ميليون
نفر محصل، ۱۶ ميليون
نفر زنان خانه دار و ۹/۲ ميليون
نفر دارای درآمد بروکار و ۳/۴ ميليون
نفر را موارد ديگر تشکيل میدادهاند و تعداد ۴/۲۳ درصد شاغلا ن در بخش
کشاورزی، ۸/۳۱ درصد
در صنعت و ۸/۴۴ درصد
در بخش خدمات مشغول بودهاند.
شاخصها
در بازار کار که توسط مرکز آمار در سال ۸۷ اعلام شد نشان داد که نرخ مشارکت
اقتصادی ۵/۳۹ درصد،
مشارکت مردان ۵/۶۳ درصد و
مشارکت زنان ۱/۱۵ درصد
بود. در آمارگيری فوق نرخ بيکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله که مهمترين
نگرانی کارشناسان و متوليان اشتغال است ۶/۲۱ درصد اعلا م شد و بيکاری جوانان
۱۵ تا ۲۹ ساله ۱/۱۹ درصد
اعلام شد و همين دو شاخص بيانگر آن بود که بازار کار ايران به علت رشد جمعيت
بالای چهار درصد دهه ۶۰ هنوز
در حال گذار از دوره نخست بيکاری بوده است و هنوز
ضرورت دارد که هر سال بيش از يک ميليون و دوصد هزار شغل جديد ايجاد شود تا
بحران بيکاری جوانان ۱۷ تا ۳۰ ساله حل شود. اما با
وجود تلاشهای وزارت کار برای ايجاد اشتغال و طرحهای متعددی که در اين زمينه
اجرا میشود به دليل رشد جمعيت جوان در ايران، بيکاری هنوز يکی از مهمترين معضلات
اين کشور محسوب میشود. در سال ۱۳۸۷ خورشيدي
مرکز آمار ايران ميزان نرخ بيکاری سه ماهه اول آن سال را ۶/۹ درصد اعلام کرد.
به
گزارش دکتر محمد مدد رييس مرکز آمار ايران در حاشيه سمينار معاونان برنامه
ريزی و مديران کل آمار و اطلاعات استانداریها نرخ بيکاری سه ماهه اول سال ۱۳۸۷ در سنين ۱۰ سال و بالاتر را در کل
کشور ۶/۹ درصد
مي بوده است، به طوری که ۳/۱۱ درصد در
نقاط شهری و ۲/۶ درصد
بيکاری در نقاط روستايی بوده است. به گفته او ۲/۸ درصد اين نرخ مربوط به مردان
و ۴/۱۵ درصد
مربوط به زنان است. اين رقم معادل دو ميليون و ۲۹۳ هزار نفر بيکار است.
همچنين
اکونوميست در گزارش ماه جون امسال خود وضعيت بازار کار ايران تا سال ۱۳۹۱ خورشيدي را مورد بررسی قرار داده و
پيش بينی کرد که نيروی کار ايران از ۲۳ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر در سال گذشته
به ۲۴ ميليون
و ۳۰۰ هزار
نفر در سال ۱۳۸۷ خواهد
رسيد که افزايش ۸/۲ درصدی
اين ميزان را در سال آينده به ۲۵ ميليون نفر
خواهد رساند. انتظار میرود در سال جاری نرخ بيکاری ايران از ۱۲ به ۵/۱۲ درصد و در سال آينده
به ۹/۱۲ درصد
افزايش يابد. طی سال ۸۹ شمار
افراد شاغل در ايران معادل ۲۵ ميليون
و ۷۰۰ هزار
نفر و نرخ بيکاری برابر با ۲/۱۳ درصد
تخمين ميشد که اين شاخصها در سال ۹۰ به ترتيب به ۲۶ ميليون و ۴۰۰ هزار نفر و ۱/۱۴ درصد خواهد رسيد. سال ۹۱ سالی است که نيروی کار ۲۷ ميليون نفری برای
ايران به ثبت خواهد رسيد. همچنين در اين سال نرخ بيکاری ۱۵ درصدی گريبانگير
دولت خواهد بود.
بر اساس
اين مستندات نرخ بيكاري مجموع ايران در تابستان امسال (سال ۹۰) ۱۱.۱ درصد برآورد شده در حالي كه
اين رقم در بهار امسال ۱۲.۳ درصد
بوده است. بر اين اساس نرخ بيكاري در فصل تابستان نسبت به بهار ۱.۲ درصد كاهش داشته و در مقايسه
با تابستان سال گذشته نيز با كاهش ۲.۵ درصدي
مواجه بوده است. اين اعداد در حالي است كه نرخ مشاركت اقتصادي كه در واقع
عبارت است از نسبت جمعيت فعاليت (شاغل و بيكار) ۱۰ ساله و بيشتر به جمعيت در سن كار ۱۰ ساله در تابستان امسال با رقم ۳۷ درصد، نسبت به بهار امسال ۱.۸ درصد و نسبت به تابستان سال گذشته
۲.۱ درصد
كاهش يافته است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر