عبدالله رسولی- کندز، افغانستان
13 سنبلة 1388 خورشيدی
"اين نبشته را در گرماگرم تلاش های آقای هالبروک نمايندة خاص رييس جمهوری آمريکا (اوباما)، بر روند ايجاد يک ائتلاف ميان برخی کانديدان عمدة رياست جمهوری که خبرسازترين موضوع آنروزها بود نوشته بودم، و در روزنامة 8 صبح، هفته نامة افغانستان امروز، سايت آريايی، سايت "آنلاين افغانستان امروز" و ماهنامة ابتهاج به نشر رسيده است."
نمي دانم چگونه وضعيتی هست، سر نخ گم گشته و سياست سرگيچه حکمفرما.
حالا ديگر مسئلة ائتلاف گپ جديی نيست، جايش را به موضوعات داغتری خالی نموده. نه رييس جمهور حامد کرزی که احتمال برنده شدنش بيشتر است و نه داکتر عبدالله عبدالله که بعد از آقای کرزی در ميان کانديدان رای بيشتر دارد، به هيچ وجه حکومت ائتلافی را قبول ندارند. در حاليکه، اگر ائتلاف برای منافع مملکت اثر بخشی مثبت داشته باشد چه باکی از آن.
همايون حميد زاده سخنگوی رياست جمهوری افغانستان از تربيون رسمی دولت مطلبی را که بايد آقای وحيد عمر سخنگوی کمپاين انتخاباتی آقای کرزی اظهار می داشت اعلان نمود: "رييس جمهور به هيچ وجه حکومت ائتلافی را قبول ندارد". و از جانبی هم کشورهای ذيدخل که خود را از الف تا يا تمويل کننده گان افغانستان می شمارند و از سرهنگ تا فرهنگ شان در اينجا حکمفرمايی می کند، به خود اين حق را می دهند تا در امورات افغانستان دخالت داشته باشند، به ويژه مسئلة مهمی مانند انتخابات بايد بر وفق مرادشان باشد. چنانچه اين ائتلاف را پيشنهاد داده اند.
در اينجا (کشور من) تحولات هر آن در نوسان اند. پيش بينی تنش های احتمالی، واکنش های سريع و داغ نسبت به تنش ها و فروکشی سريع اين واکنش ها، همه و همه در سه و چهار روز اتفاق می افتد. باورها، نظريات، عقايد، طرح ها و حتا ستراتيژی ها، در کوتاه مدت تا داغ نشده تغيير می يابند و مي روند تا مسئلة امنيت را بغرنجتر سازند. همه چيز مکتومِ مکتوم است. آنانيکه سر نخ را مي دانند، پنهان مي کنند و آنانيکه نمي دانند، در حاليکه به بيراهه روانند، نمايش مي دهند که همه چيز را مي دانند.
تحليلگران محلی در شمالشرق، در تصميم گيری نظاميان خارجی (نيروهای ائتلاف و آيساف) نسبت به مسئلة امنيت در منطقه شاکی اند. به باور برخی از اين تحليلگران، نشانه رفتن دقيق بمب طياره های ناتو به محل اختطاف تانکرهای حامل تيل در ساحل دريای ولسوالی چهار درة کندز در شب هنگام تاريخی 13 سنبله 1388 (دقيق يک روز قبل از اين نبشته) و حملات شب هنگام نيروهای خاص ائتلاف به محلات مظنون از يک طرف و جنگ های خيابانی و همچنان آرايشی در اطراف و حتا داخل شهرهای مهم کشور در روز روشن و گسترش دوبارة نيروهای طالبان در بيشتر نقاط از جانب ديگر و ده ها مثال ديگری از اين دست، توجيه ناپذير می باشد.
اين دوگانگی ها ميزان ترديد و ظن مردم را نسبت به دوستان بين المللی خدشه دار ساخته است. اکثر اهالی در منطقه تعجب دارند که اگر امکانات دريافت و انهدام تانکرها در شب تاريک وجود دارد، چرا از همچو امکانات در موارد ديگری استفاده نمي گردد تا امنيت عامه به طور دقيق تأمين شود. در اين رابطه مراد نويسنده از استناد به تحليل مردم ايجاد تنش و افزايش حوادث نيست، مقصد اين است که اهالی اين دوگانگی را مشاهده و يا به همچو يک نتيجه رسيده و آنرا به ذهن سپاريده اند.
به باور من و شايد هم بيشترين ها که اظهار همچو عقايد را مشکل پسند مي دانند، دکترين سياسی و نظامی برون مرزی، از ما و کشورمان به مثابة وسيله و گذرگاه به مرزهای ديگری استفاده می برند. اگر به اين تفکرات حد اقل باور را بدهيم، کفايت می نمايد تا از آينده نگران باشيم.
متأسفانه ما ملتی هستيم که برای منافع ديگران خانة خويش را به آتش می کشيم. از حق مدنی خويش توان استفاده را نداريم. با دشمن مدارا می نماييم. حتا در ماه مبارک رمضان قتل را ثواب می پنداريم.
با موجوديت اين همه کنش ها و واکنش ها، اين يک رويا خواهد بود، اگر ما در چشم به هم زدن بخواهيم از دموکراسی و حق انتخاب همانند يک تبعة غربی به پيمانة آلمان و يا هم شرقی مانند هند مستفيد شويم، زيرا در همسايه گی دور و نزديک ما به جز هند، چنين روندی کمتر رعايت گرديده است. ازبکستان، تاجکستان، ترکمنستان کشورهای اند که حکومات شان چندين دوره را بدون هيچ تغيير در رهبری پشت سر گذاشت، فقط در ترکمنستان با رحلت "ترکمن باشی" تغييراتی آنهم نسبی رخ داد. بر مي گرديم به پاکستان، روسيه و همين ايران در نزديکی مان؛ هر که در حکومت بود، بايد برايش فرصت داد تا دور و نوبت ديگری را هم به کرسی نشيند، در غير آن خودش اين فرصت را خواهد يافت؛ مثالش پوتين در روسيه، احمدی نژاد در ايران و پرويز مشرف در پاکستان است.
به هر وصف، علی الرغم اين همه مشکلات رأی مردم افغانستان را نمی توان کتمان کرد، انتخابات با وجود همة تخلفات و تخطی ها يک فرايند با اهميت بود که اجراء شد، خوبست مردم افغانستان برای تمرين دموکراسی و مردم سالاری گام به گام پيش روند.
بياييد به آينده از دريچة خوبی ها و عينک خوشبينی بنگريم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر