در پيوند با روز صلح 31 سنبله 1387 خورشيدی
عبدالله رسولی
نشر شده در مجله افغانستان امروز
ديگرباره خوشحاليم که در مبارزه با هيولای جنگ، ناداني و ناتواني، فراز آمديم و روز صلح را در ميان برکات به تجليل و استقبال نشستيم، زيرا تجليل امسالين روز صلح، ويژه گی خاص خود را داشت، ماه مبارک رمضان و روز مبارک جمعه، پيشاپيش عيد سعيد فطر (برکت در برکات).
و اما در گرو موج گستردة از نا امني ها و نا بسامانی ها، حملات انتحاري، سربريدن ها، گروگانگيری، مکتب سوزی، خشونت و شکنجه عليه زنان و اطفال، در جغرافيای که فکر ميشد تازه از دام اژدهای جنگ بدر آمده است.
حضور فعال تروريزم، امان را از مردم گرفته است، مافيا بيداد ميکند، صداي انفجارهاي ناشي از حملات انتحاري در نقاط مختلف کشور ايجاد رعب و وحشت مي نمايد و از جانب ديگر تنش های ميان پارلمان و کابينه و پافشاري هر يکی از اين دو قواء بر مواضع نه چندان مردمي شان که بيشتر از تشنه کامی شان بر سر قدرت و ثروت منشأ مي گيرد، اوضاع نابسامان کنوني را نابسامانتر مي نمايد، و همين حداقل صلح و آرامشي را که در بعضي از نقاط کشور موجود است نيز به مخاطره می افگند.
با موجوديت همة اين دشواری ها که فرا راه اين صلح نيم بند با موجوديت جنگهای در نقاط مختلف کشور است، تيف وسيع از جامعه در بيشتر نقاط کشور اين روز را به فال نيک گرفته، مقدمش را مبارک شمردند. چون ديگر ما نمي خواهيم نابود شويم، خانه و کاشانة ما خراب شود و فرزندان ما زير آوار آن بميرند. صلح و امنيت شالوده و اساس همة پيشرفتها در جوامع بشری است و زير چتر اين موهبت الهی است که جوامع به ترقی و تعالی دست می يابند. به طور اخص در افغانستان کشوری که قريب به سه دهه جنگ و خونريزی را عملاً لمس و تجربه کرده و آسيب هاي فرواني را در نبود صلح متحمل شده است، بيش از هر زمان ديگري نياز به داشتن صلحي پايدار احساس مي شود.
صلح در ساده ترين مفهوم، امنيت رواني، اقتصادي، فزيکي، سياسي، عقيدتي و هر آنچه که يک انسان به عنوان حق بشري برخوردار است، مي باشد. در عين حال، صلح مفهومي است که از بطن همپذيري، همزيستي مسالمت آميز و احترام به عقايد و حقوق ديگران شکل مي يابد.
تصور صلح در افغانستان ختم جنگ است. متاسفانه تجربة سي سال گذشته، مردم افغانستان را به حداقل مفهوم از صلح قانع کرده است. اما پس از پايان جنگ، صلحي که آمده است به دليل ساختاري شدن خشونت در روان اجتماعي مردم نهادها، آنچنان که بايد، پايدار نيست، آناني که با جنگ و خشونت زيسته اند و به مسند رسيده اند، هرگاهي که منافع شان حکم کند صلح مي کنند و زمانی که اوضاع به کامشان نبود، برای نابودی صلح سلاح هاي شان را نشانه ميروند. بناً "اساسي ترين و فوري ترين مساله براي تامين صلح در افغانستان عدالت است، عدالت قضايي براي تامين حقوق از دست رفتة مردم و توزيع عادلانة منابع قدرت بر مبناي يک ميکانيزم شفاف و ملي که در آن حق فرد و انسان مطرح باشد، نه گروه، قوم، نژاد و مذهب." اگر عدالت نباشد، رفع تبعيض نباشد، و براي بهبود معيشت مردم تلاش نگردد، کابوس جنگ و بي ثباتي هميشه پابرجا خواهد بود. براي همين، «تلاش براي صلح، تلاش براي عدالت و پيشرفت هست.» و به گفتة فعالان صلح در افغانستان، «صلح اگر در ميان مردم تبديل به يک فرهنگ قوي گردد، حکومتها نيز از آن متاثر خواهند گرديد.»
«مجتمع نهادهاي جامعه مدني افغانستان براي صلح که مشتمل بر 31 نهاد مدني است، سال گذشته نيز روز صلح را در افغانستان برگزار کرد. تمام تلاش ها براي روز صلح گواه به اين است که مردم بيشتر به سوي فرهنگ صلح، شکيبايي و گراميداشت کشانيده شوند. تجليل از روز صلح، پاسداشت و فراخوان مردم افغانستان به گراميداشت از فرهنگ صلح در کشور مي باشد.»
اميدوارم خواننده با من موافق باشد تا به رجال و سردمداران سياسی خطاب نماييم که: ديگر بس است، آرمان و روحية بر قدرت بودن را کنار بگذاريد، پرورش چنين روحيه، دورنمای صلح پايدار را در جغرافيايی که مظلومش مجرم و محکوم شمرده می شود، تيره و خدشه دار می سازد.
صلح تنها نبود جنگ در جامعه نيست، بلكه ايجاد فضايي است كه در آن مردم از تمام جهات احساس مصئونيت كنند. بدون ترديد، تک تک مردم افغانستان خواستار صلح اند، اما صلح سبز، خود صلح نه شعارش. صلحی که در ساية آن با آرامش خاطر به کار در مزرعه و اداره يا بازار مشغول باشد و ضمانتی وجود داشته باشد آن گاهي که از کارش فارغ می شود و به خانهاش برمي گردد، زن و دخترش را اختطاف نکرده اند و پسرش طي يک عمليات انتحاري جانش را از دست نداده است و شب مي تواند با آرامش خاطر چشم برهم بگذارد.
اين را بايد درک داشت که، مردم و ميهن تشنه کام ما به صلح، از نهادهای دولتی، نهادهای جامعة مدني و رسانه يی، علما و روحانيون، اساتيد، متعلمين و محصلين موسسات تعليمی و تحصيلی و در مجموع آگاهان، ميخواهند كه براي ايجاد فضاي صلح آميز تلاش كنند و به عنوان نيروي فشار، فضا را به نفع صلح و امنيت در كشور تغيير دهند.
به اميد اينکه، روياهای ما برای يک صلحی که در تعريف زندگی بگنجد، به يقين مبدل گردد و سياست گذاران اصلي خارجی و داخلی که نبض سياست افغانستان را در دست دارند، سرنوشت مردم را به بازي نگرفته، از اعماق قلب بخواهند صلح به افغانستان بيايد.
بگذار به زودی زود، صلح پايدار، دروازة هر هموطن ضجر کشيدة ما را دقلباب نمايد و بر سفره اش حضور گرم داشته باشد.
چرا در جمع آمدهای اينچنينی بيشتر از آگاهان سياسی- اجتماعی، سران و اعضای نهادهای دولتی و مدنی، متنفذين، علما و دانشمندان دعوت به عمل می آيد، زيرا که: اقشار بالا در آگاهی جامعة قريب به 90 در صد بی سواد و يا نيمه سواد ما ظرفيت های قابل ملاحظه را دارند. و گاهی هم که صلح به مخاطره می افتد و يا جنگ شعله ور می گردد، تجربة تلخ دارند مردم ما که در رأس آن کمتر افراد عادی جامعه قرار داشته اند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر